سرداران صدر اسلام(ج5) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
وى يزيد به خيال خام خود تلاش وسيعى را به منظور بيعت گيرى از آن حضرت شروع كرد، ولى حسين عليه السلام مانند گذشته از پذيرفتن اين ننگ وخوارى خوددارى كرد.
خود دارى حسين عليه السلام از بيعت با يزيد، آن حضرت را ناگزير كرد كه حجاز را ترك كند وبه سوى عراق رهسپار شود، هرچند كه اين سفر مخاطراتى را براى آن بزرگوار در بر داشته باشد. نزديكان وبستگان آن حضرت همگى با صراحت مخالفت خود را با اين سفر اعلام داشتند، از جمله عبدالله بن عباس نزد حسين عليه السلام رفت، وگفت:
خبر تصميم تو به حركت به سوى عراق مردم را منقلب كرده است، بگو چه خواهى كرد؟
امام حسين عليه السلام فرمود:
من به خواست خدا قصد سفركردهام، و در همين يكى دو روز آينده خواهم رفت.
ابن عباس گفت:
ازاين سفر به خدا پناه مى برم. رحمت خداوندى بر تو، به من بگو آيا به سوى مردمى مى روى كه امير خود راكشته، وشهرهاى خود را در اختيار گرفته، ودشمن را بيرون راندهاند؟ اگر چنين كرده باشند به سوى آنان برو، ولى اگر تو رادعوت كردهاند درحالى كه امير آنها در رأس كار است، وبر آنها حكومت مىكند، و كارگزاران او سرگرم جمع آورى اموال واداره شهرها هستند، در اين صورت تو رابه جنگ دعوت كردهاند، اطمينان ندارم كه تو رافريب ندهند، ودروغ نگويند، وبا تو از درستيز در نيايند، وتنهايت نگذارند، و دشمن رابه جنگ تو نيانگيزند، وبدترين وسخت ترين دشمن تو نباشند.