شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٢٠ - شرح
بحكم فرمان حقّ و تقدير او ملايكه [١] مقرّبين عليهم السّلام مهيّئ [٢] اين اسباب باشند و آن كمالات مختصّ بود [٣] به انسان و غير انسان را از حيوانات زياده از آن كمالات نخستين نتواند بود. و حكماء چون اشارت كنند به تهذيب اخلاق و تبديل آن از بد به نيك، بدان وجه كنند كه بود كسى را در اصل آفرينش، مزاج و استعداد نبود كه خلق نيكو و بلكه فاضل او را حاصل آيد و لكن به رياضت و افعال خوب كردن او را استعداد اين خلق نيكو حاصل شود و نسبت حصول اين خلق با استعداد، چون نسبت حصول نتيجه بود [٤] به حدّ [٥] اوسط چنانكه چون تواند كه تفكر [٦] كند و به فكر حدّ اوسط اكتساب كند، چون حدّ اوسط اكتساب كرد بىدرنگ زمانى از حقّ تعالى او را نتيجه بهبت [٧] و عطا حاصل آيد.
آدمى چون افعال خوب كند و سيرت [٨] پسنديده گرداند، او را از حق تعالى خلق نيكو به عطاء و هبت، حاصل آيد و فضايل خلقى [٩] و عملى او را، جمع شود و در علم طبيعى و اصول طبّ درست شده است كه مزاج را تبديل توان كرد و ليكن به تدريج و اندك اندك و به روزگار دراز، تا آنكه مزاج بدل شود و چون مزاج را تبديل افتاد، ناچار اخلاق را تبديل افتد. چه خلق تبع مزاج بود و چون مزاج بد به نيك بدل شود. و اين دشوارتر باشد. امّا افعال جميله كردن محصل استعداد است و اگر كسى بود كه نتواند افعال جميله كردن، لا بد تبديل مزاج ببايد كردن، اگر تقدير مساعدت كند و چون آدمى را حق تعالى چنان آفريده است كه او را سخت دشوار بود تنها زندگى [١٠] كردن، او را معاشرت بايد كرد با امثال خويش در
[١] - و ملائكه.
[٢] - آن.
[٣] - نه.
[٤] - اصل و نسبت حصول نتيجه بود با حدّ اوسط.
[٥] - بحدّ.
[٦] - تفكّر.
[٧] - بهبة.
[٨] - سيرة.
[٩] - خلق.
[١٠] - زندگانى.