شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٦٢

علم طبيعى در اجزاى عالم از ايون و اشكال و اوضاع، بعضى از بعضى و مقادير و ابعاد آن و حال حركاتى كه افلاك را هست و عددها و قطوع و دواير كه حركات، بدان تمام شود، بداند. و اين اعداد را وضعى معروف است، يعنى كه نخست‌ [١]، فلك قمر است پس فلك عطارد و زهره و آفتاب و فلك مرّيخ و فلك مشترى و فلك زحل و فلك ثوابت.

امّا فلك تداوير و غير آن و بعضى كواكب، خواجه تعرّض آن نكرده است، و آن هشتم كوه كه مى‌گويد: چون نسبت با يكى كنند، نهم بود.

عبارتست از فلك بروج و فلك ثوابت مى‌كند. بعضى گفتند كه هيچ تواند بود كه يك چندى بياساييم. اين عبارتست از فتورى كه افتد ميان انتقال كردن از سياقت‌ [٢] امورى كه تعلّق به مواد و علايق آن دارد و امورى كه مجرّد بود از مادّه علايق آن.

و آنجا كه گفت: بشتابيد. عبارتست از آنكه در شناختن چيزها كه تعلّق به ماده دارد، نفس را كمالى به حقيقت حاصل نشود. و بدين سبب از دشمنان خويش و امور جسمانى و علايق موادّ كلّى، نجابت نيابد.

و آنچه گفت: طيور افلاك نهم. يعنى نفوس ناطقه كه افلاك را هست. ما را غمگسارى كردند، آنچه از وراى اين كوه شهرى نشان دارد.

عبارت از علم اعلى‌ [٣] است و از مرتبه او كه اوّل مرتبه آن نظرى است‌ [٤] در معانى عام جميع موجودات را چون هويّت و وحدت و كثرت و وفاق و خلاق و تضاد و قوّت و فعل و علّت و معلوم.

و آنكه گفت: صحنى ديدم كه صنعت خوشى آن و فراخناى آن نتوان كرد. بدين، صحن اين امور عامه خواست كه ياد كرديم و مرتبه از علم الهى، نظر است در امور كه مبادى طبيعى و رياضى و منطقى است.


[١] - تحت.

[٢] - شتافت.

[٣] - اصلى.

[٤] - نظر است.