شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٣٥ - شرح
دارد، و او را فريفته، پس اين وجه را مىبايد [١] كه سلاحى باشد، تا شياطين را مقهور و مغلوب دارد و ديگر وجه كه نسبت و اعتبار به مبادى عاليه و ملايكه عليهم السّلام [٢] دارد [٣]، بايد كه از اين وجه، از اين اعتبار، دائم القبول باشد. و از ايشان منفعل شود. پس چون كسى اين معانى چنانكه بايد، تصوّر كند، اين رمز خواجه، او را حل شود.
متن
«قال الشّيخ: تجرعوا [٤] الذعاف [٥] يعثوا [٦] و استحبوا [٧] الممات تحيوا و طيروا و لا تتّخذوا و كرا ينقلبون اليه فان مصيدة الطّيور أوكارها و ان صدكم عوز الجناح فتلصصوا [٨] تظفروا فخير الطّلائع ما قوى على الطّيران.»
ترجمه
«زهر، فرو بريد [٩]، تا زنده [١٠] مانيد و مرگ و مفارقت اين جهان، به آرزو جوئيد [١١]، تا زندگانى نيكو يابيد [١٢]. و پيوند و خانه مىگيريد [١٣]، كه مرغان را صيد كنند، بيشتر در خانهاشان [١٤] و آشيانهاشان كنند، و اگر پر و بال نداريد دزدى كنيد و بال و پر بدست آريد كه بهترين ديدبانها [١٥]، آن بود كه بتواند [١٦] بپريد.»
شرح
اين رموز روشنتر است، اشارت مىكند به اصلاح جزء عملى، و آن را
[١] - اصل بايد.
[٢] - اصل عليه السّلام.
[٣] - دارد كه.
[٤] - اصل تخرجوا.
[٥] - الرعاف.
[٦] - تعيشوا.
[٧] - استحبر.
[٨] - فتلصّصوا.
[٩] - برند.
[١٠] - مانند.
[١١] - جويند.
[١٢] - يابند.
[١٣] - بگيرند.
[١٤] - خانهايشان.
[١٥] - كه ديدبانها.
[١٦] - نتواند.