شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٢٥ - شرح
شرح
ببايد دانستن كه چون دانسته آمد كه برادر و دوست حقيقى، كيست.
با اين برادران، راز، آشكارا [١] بايد داشت، يعنى بر ايشان، بد آنچه ترا معلوم باشد، بخل و ضنّت نبايد كرد. كه اگر برادر در مرتبه شناخت از تو پيشتر بود ترا ازو كمال حاصل آيد. و اگر كمتر بود، او از تو كامل شود و اگر مساوى بود، هر يك از شما، يكديگر را مطالعت [٢] كنيد. و به يكديگر كامل شويد. و چنانكه حق تعالى و ملائكه از بخل و ضنّت دورند و رادى كنند بر آنكه مستعد بود و وى قبول كند و آنكه نبود بخل يازد و بزه گردد آن آدمى كه خواهد به صفات و اخلاق ملائكه موصوف بود، بايد كه بخل نكند بر مستعدّ.
و ببايد دانست كه نفس ناطقه آدمى دو قوّت دارد، يك قوه را عامله خوانند و يكى عاقله. و نه چنان است كه اين نفس دو چيز است تا [٣] آدمى را دو نفس است، كه يكى تدبير سياست بدن كند و يكى ادراك معقولات.
بلكه نفس يك چيز است، ليكن [٤] به اعتبار التفات او، اين دو اثر حاصل مىآيد، يكى از او، و يكى برو [٥].
و اين مراتب بگردد بر دوام قبول [٦] از مبادى و غير آن. و روا بود كه نفس را، به واسطه حاجت آيد بسيار، و روا بود كه كمتر [٧] آيد، چه آن متعلّمان باشند كه نزديك باشند به تصوّر معقولات. و آن استعداد بود كه او را، دو قوّت به حدّى بود، كه او در اتّصال به مفارق، محتاج نبود به چيزهاى بسيار، و به تعليم شدن، تا گوئى كه او همه چيزها، از خود، مىنداند. [٨] و اين چنين كس فراوان نبود، بلكه نادر [٩] و عزيز بود، چه اين درجه، بلندترين
[١] - اصل آشكار.
[٢] - مطالعه.
[٣] - اصل يا.
[٤] - لكن.
[٥] - بر او.
[٦] - قبول دوام.
[٧] - كهتر.
[٨] - نداند.
[٩] - اصل نادره.