شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٣٣ - شرح

كمال‌ [١] يافتند، ايشان را مفارقتى باشد [٢] و از اين عالم، چنانكه مار خواهان پوست افكندن بود.

و خداى تعالى از يوسف عليه السّلام اين حكايت كرد آنجا كه گفت:

«تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ» (١٢/ ١٠٢). و رسول ما را، گفت عليه السّلام‌ «وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى‌» (٩٣/ ٥). و اولياء [٣] متشبّه به ايشان را گفت: «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» (٦٢/ ٧).

پس خواجه، ازين وجه به اين معنى اشارت كرد و ديگر بديب النّمل‌ [٤] عبارت مى‌كند از كم آزارى و پنهان داشتن مقصد و مطلب خويش و مستغنى بودن از هر چه التفات بدان، ترا از سعادت كلّى باز دارد و در مصحف مجيد هم برين‌ [٥] معنى تنبيه كرده‌اند [٦]. «عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» الآية (٢٥/ ٦٤).

و ترا از آن ديگر اشارت كرد، كه خواجه كرده است، مراد از شياطين، نزديك حكماء ببايد شناخت، تا اين رمز ترا حلّ افتد، كه لطيف رمزيست‌ [٧].

ببايد دانستن كه با نفس مردم، قوتهااند، موجود شده، چنانكه در كتب مبسوطه آن را ياد كرده‌اند، و اين قوّتها با نفس مردم بهم موجودند، چون قوّت خيالى‌ [٨] و وهمى و قوّت خشم و قوّت شهوت‌ [٩] و اين قوّتها چون توانند مردم را از علم دانستن و از راه، نجات طلب كردن، باز دارند، و چون مراد از اطلاق لفظ شيطان، به نزديك ايشان، بدانستى، بدان كه مراد از پيش آدمى و از پس آدمى، بنزديك‌ [١٠] ايشان عبارت بود از دو قوّت‌ [١١] كه نفس ناطقه را


[١] - كمالى.

[٢] - باشد از اين.

[٣] - را و منسيه.

[٤] - به دبيب النمل.

[٥] - بر اين.

[٦] - كرداند.

[٧] - رمزى است.

[٨] - عيالى.

[٩] - شهويه.

[١٠] - اصل نزديك.

[١١] - عبارت از دو قوة است.