شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٢١ - شرح

مردمى. و آن معاشرت بايد كه حسن بود، چه اگر حسن نبود فائده معاشرت و دفع ضرر برخيزد بلكه ضرر زيادى‌ [١] شود، و آن معاشرت كه ميان زن و شوهر و پدر و فرزند و ارباب صناعات و حرف و مالك و ملوك باشد، از نكاح و ميراث و بيع و شرا و قرار [٢] و اجارت‌ [٣] و رهن و امثال اين كه در شرع حكم آن به واسطه صاحب شرع صلوات اللّه و سلامه عليه بيان كرده است و آنچه چون آنست‌ [٤] كه ميان دوستان حقيقى باشد از حسن معاشرت بايد كه به جاى آرد. و اگر استعداد ندارد بكسب و رياضت آن استعداد بدست آرد چه اختلاف اسباب كه ياد كرديم، اختلاف اخلاق مردم واجب كند و همه را بر يك خلق و عادت اجتماع نتواند بود.

پس لابد طريقى بايد كه بدان معاشرت با دوستان حقيقى حسن بود و مفيد بود و هر كسى را ادراك اين لذّت و اكتساب اين شرف و مرتبه نبود و مردم اين چنين دوست را كه اين مرتبت دارد دشوار به دست تواند آورد و از آن روى‌ [٥] كه اخلاق بد و عادت‌ [٦] ناپسنديده غالب است و نادر باشد مردى كه درو [٧] خلق مكروه نباشد زيرا كه مردم چون فكر، استعمال نكند، اخلاق بهايم بر وى غالب شود و شهوات بر وى مستولى و حياء [٨] از وى غايب شود و استيلاء غضب و حرص و شره ازو [٩] مفارقت نكند و آن جماعت منقسم شوند جماعتى باشند [١٠] كه بشره افتخار نمايند و تظاهر [١١] جويند و اين جماعت شرّ النّاس باشند و جماعتى باشند. به جودت فكر، قبح آن اخلاق را بدانند و از آن اجتناب كنند و ايشان كريمان باشند كه نفس ايشان شريف بود و جماعتى باشند كه ايشان را بر قبح اين اخلاق تنبيه بايد كرد و اين دو قسم‌


[١] - زياده.

[٢] - اقرار

[٣] - اجاره.

[٤] - دون اينست.

[٥] - از آن روى.

[٦] - عادت بد و اخلاق.

[٧] - در او خلقى.

[٨] - اصل گردد حياء.

[٩] - از او.

[١٠] - اصل باشد.

[١١] - نظائر.