شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٢٢ - شرح
باشند. جماعتى آنند كه به تنبيه، از آن اخلاق بازايستند، و جماعتى آنند كه قبح اين اخلاق را بدانند امّا بر ايشان متعذر [١] بود، ترك اين اخلاق. و از اين جماعت آن قسم اوّل دوستى را بشايند [٢]، و آن قسم بازپسين، اختلاط و مجاورت را نشايند چه، ايشان به رياضت و جهد بسيار، انتقال توانند كرد، از اين اخلاق بد [٣]، روا بود كه ضررها از آن بتو رسد و از آن [٤] كس كه به قوّت عاقله خويش، وجودت فكر، اخلاق ذميمه را از اخلاق حميده تميز كند، و از بد احتراز كند، او دوستى را شايد [٥]. و اين چنين كس، كمتر ياوذ [٦] (ياود- ظ- يابد) و آن كس كه تنبيه پذيرد هم دوستى را شايد.
امّا بعد از قبول تنبيه و تبديل اخلاق بد به نيك. و امّا دو قسم تا بتوانى كرد، با ايشان مخالطت [٧] و مجالست مكن، زيرا كه از ايشان باشند كه محبّ مدح و ثناء باشند، زيادت [٨] از استحقاق خويش، و بر امثال خويش تكبّر نمايند، و باشند كه بر قوّت و مال خويش اعتماد دارند. كسانى را كه اين اخلاق باشد [٩]، ايشان را اعتقاد در [١٠] دوستان تباه و فاسد باشد. و هر كه نيكو شناسد، طلب كردن چيزى كه او را نشايد، نفس او سماجت [١١] نكند به انقياد [١٢] چيزى كه بر وى واجب بود، از حسد و لجاج خالى نبود. و اين اخلاق، همه موانع باشند از انقياد، حق را، و چون هر آن وقت كه صاحب دو خلق مخالف، با يكديگر مخالطت كنند، ميان ايشان منازعت و مخاصمت [١٣] خيزد و دوستى حاصل نيايد. مثلا، سخى و بخيل [١٤] و عالم و جاهل را كه هر چه سخىّ كند از بذل مال و اسداء معروف، بخيل آن را به
[١] - باشد.
[٢] - نشايند.
[٣] - بدو روا.
[٤] - و آن كس كه.
[٥] - نشايد.
[٦] - ياود.
[٧] - مخالطه.
[٨] - زياده.
[٩] - باشند.
[١٠] - اصل- ايشان را در.
[١١] - سماحت.
[١٢] - بانقياد.
[١٣] - اصل- منازعتى و مخاصمتى.
[١٤] - بخيل و سخىّ.