پيشوايان صديقين امام زمان( عج) آرزوى بشريت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٢ - بينشهاى شناخت امامت و امام
مىبخشد و از سردرگمى و تنهايى و نيز شكست و ذلّت رهايى مىبخشد. حال اگر ما همه اين حقايق را درك نموديم و به آن شناخت پيدا كرديم، بايد از اين شناخت چندين بينش را بهره بگيريم. پس بايد به جستجوى پاسخ اين پرسشها بپردازيم كه:
چگونه پيوندى حقيقى را با حضرت مهدى (عج) برپا داريم؟
و چگونه آن را محكم سازيم؟
آيا خود امام مهدى (عج) است كه نمىخواهد اين پيوند ايجاد گردد و يا خود ما نمىخواهيم و براى آن تلاش نمىكنيم؟
دراين راستا يكى از علما نقل مىكند كه روزگارى را در نجف اشرف مىزيسته و در آنجا مشغول به تدريس بوده است. در يكى از روزها شخصى از اهالى روستايى دور افتاده براى تحصيل علم نزد او مىآيد. روزى عالم متوجّه مىگردد كه انگشترش گم شده است. همه منزل را جستجو مىكند ولى، آنرا نمىيابد. چون به آن انگشتر بسيار علاقمند بود، غمگين مىگردد. وقتى كه سركلاس درس براى تدريس حاضر مىشود، طلبه تازه وارد از جايش برمىخيزد و به او مىگويد:
آقاى من، انگشتر شما در فلان جاى به خصوص اتاقتان است. عالم بسيار شگفت زده مىشود، امّا تعجب خود را پنهان مىدارد. به منزلش باز مىگردد و انگشتر را در اتاق و همان جايى كه آن طلبه گفته بود، مىيابد. ايّام سپرى مىگردند و آن عالم شىء خاص ديگرى را در منزلش گم مىكند كه درپى آن دعوايى ميان او و همسرش در مىگيرد.
دوباره همچون دفعه گذشته هنگاميكه سركلاس حاضر مىگردد، همان طلبه به او مىگويد كه شىء گم شده در فلان جاى منزلت