پيشوايان صديقين امام زمان( عج) آرزوى بشريت
(١)
سخن ناشر
٩ ص
(٢)
پيشگفتار
١١ ص
(٣)
گفتار اوّل چشماندازى به روز موعود
١٥ ص
(٤)
حضرت مهدى، بقيّة اللَّه
١٧ ص
(٥)
بشريت در انتظار تحقّق يافتن نويد
٢٢ ص
(٦)
بشريت ميان اميد و نااميدى
٢٥ ص
(٧)
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى)
٢٨ ص
(٨)
اميد راستين
٢٩ ص
(٩)
مرگ بر دروغگويان
٣١ ص
(١٠)
امام زمان، بزرگترين آزروى بشريت
٣٤ ص
(١١)
ضرورت اعتقاد به وحى
٣٦ ص
(١٢)
ايمان به تداوم وحى
٣٧ ص
(١٣)
چگونه اميد را در وجودمان پايهريزى نماييم
٣٧ ص
(١٤)
جهان و بيم نابودى
٣٥ ص
(١٥)
نياز ما به اميدوارى
٣٩ ص
(١٦)
روز موعود، آرزوى بشريت و توشه راه
٤١ ص
(١٧)
پيچ و خمهاى خطرناك
٤١ ص
(١٨)
اميد بشريت
٤٤ ص
(١٩)
توشه اميد و خوشبينى
٤٣ ص
(٢٠)
سنّت
٤٥ ص
(٢١)
ظهور
٤٥ ص
(٢٢)
بشريت در انتظار
٤٦ ص
(٢٣)
انتظار فرج نيكوترين اعمال
٤٨ ص
(٢٤)
رابطه انتظار با واقعيت ما
٤٨ ص
(٢٥)
بحران حكومتهاى طاغوتى
٥٠ ص
(٢٦)
انتظار فرج نيكوترين اعمال
٥١ ص
(٢٧)
راز توانمندى ما، در اعتقاد به امام مهدى (عج) نهفته است
٥٢ ص
(٢٨)
اهمّيت اميدوارى و خوشبينى
٥٣ ص
(٢٩)
انديشه انتظار مستكبرين را مىهراساند
٥٤ ص
(٣٠)
گفتار دوم در انتظار امام مهدى (عج)
٥٧ ص
(٣١)
ابعاد حياتى عقيده به امام مهدى (عج)
٥٩ ص
(٣٢)
بينشهاى شناخت امامت و امام
٦٠ ص
(٣٣)
چگونه مىتوان پايههاى رابطه با امام مهدى را محكم ساخت
٦٤ ص
(٣٤)
عقيده به امام مهدى
٦٦ ص
(٣٥)
انتظار مفهومى است مكتبى- نهضتى
٧٠ ص
(٣٦)
فايدههاى عصر غيبت كبرى
٧٣ ص
(٣٧)
فوايد عصر غيبت كبرى
٧٣ ص
(٣٨)
راه بهرهجويى از وجود امام زمان
٧٤ ص
(٣٩)
1- انتظار فرج
٧٥ ص
(٤٠)
2- تقويت روحيّه انسان مؤمن
٧٧ ص
(٤١)
3- بركت دعاى امام (عج) براى پيروانش
٧٨ ص
(٤٢)
4- اجر و پاداش الهى
٧٨ ص
(٤٣)
1- تغيير رفتار
٨٢ ص
(٤٤)
2- آمادگى روحى و جسمى
٨٣ ص
(٤٥)
3- بشارت دادن به ظهور امام
٨٣ ص
(٤٦)
مفهوم راستين انتظار
٨٥ ص
(٤٧)
پيوند ما با امام مهدى
٨٦ ص
(٤٨)
1- تحقّق ظهور، بواسطه مؤمنان مجاهد
٨٦ ص
(٤٩)
2- جهاد دو نوع مىباشد
٨٨ ص
(٥٠)
جهاد سرشت مؤمنين است
٨٨ ص
(٥١)
نجات از آتش دوزخ، والاترين هدف مؤمنين
٨٩ ص
(٥٢)
آنچه يك انسان مؤمن بدست مىآورد
٩٠ ص
(٥٣)
جهاد در همه شرايط
٩١ ص
(٥٤)
حواريّون اسوه مؤمنان
٩٢ ص
(٥٥)
امام مهدى (عج) خورشيد پنهان!
٩٣ ص
(٥٦)
جهات پيوند ما با امام مهدى (عج)
٩٤ ص
(٥٧)
چگونه از منتظران امام مهدى (عج) باشيم؟
٩٧ ص
(٥٨)
مهدى آخرين وصى
٩٧ ص
(٥٩)
ظهور اقتضاى رحمت الهى
٩٨ ص
(٦٠)
ظهور، همان خوشبختى راستين
٩٩ ص
(٦١)
چرا بشريت به اين حالت رسيد
١٠٠ ص
(٦٢)
چاره جويى در مذهب اهلبيت عليهم السلام
١٠١ ص
(٦٣)
مفهوم راستين انتظار
١٠٢ ص
(٦٤)
چگونه امام زمان (عج) را خشنود سازيم؟
١٠٦ ص
(٦٥)
در پيشواز امام مهدى (عج)
١٠٨ ص
(٦٦)
آيا هر جنگى، جهاد مىباشد؟
١١٠ ص
(٦٧)
اوج كشمكش ميان ايمان و جاهليّت
١١٣ ص
(٦٨)
گفتار سوّم ولايت و ايمان به غيب
١١٧ ص
(٦٩)
شالودههاى ولايت الهى
١١٩ ص
(٧٠)
فايدههاى حقيقى
٨١ ص
(٧١)
محورهاى نظام سياسى در اسلام
١٢٢ ص
(٧٢)
سلسله مراتب نظام ولايت
١٢٥ ص
(٧٣)
شورى و دموكراسى
١٢٧ ص
(٧٤)
ولايت، راه تحقّق عدالت
١٣٠ ص
(٧٥)
قرآن، شفايى است بر هر درد!
١٣٠ ص
(٧٦)
حقيقت عدالت
١٣٢ ص
(٧٧)
چرا بىنوايى و محروميّت؟
١٣٣ ص
(٧٨)
آفريدگار، خواهان عزّت و كرامت براى انسانهاست
١٣٤ ص
(٧٩)
دو سفارش الهى
١٣٦ ص
(٨٠)
چگونه جامعه امانت و عدالت بوجود آوريم؟
١٣٦ ص
(٨١)
راه عدالت
١٣٨ ص
(٨٢)
معيار ولى امر
١٣٨ ص
(٨٣)
آيا نياز ما به امامت منتفى شده است؟
١٤١ ص
(٨٤)
در دوران كنونى، امام كيست؟
١٤١ ص
(٨٥)
آثار وجود امام مهدى (عج)
١٤٢ ص
(٨٦)
اهمّيت پيروى از مرجعيت
١٤٣ ص
(٨٧)
خط ولايت همان خط مستقيم است
١٤٤ ص
(٨٨)
شباهتهاى امام مهدى (عج) با حضرت موسى عليه السلام
١٤٧ ص
(٨٩)
شباهتهاى ميان امام مهدى (عج) و حضرت موسى عليه السلام
١٤٨ ص
(٩٠)
اثبات قدرت الهى
١٤٨ ص
(٩١)
انتظار طولانى
١٥٠ ص
(٩٢)
غيبت صغرى
١٥١ ص
(٩٣)
وظيفه ما در دوران غيبت
١٥١ ص
(٩٤)
مفهوم ايمان به غيب چيست؟
١٥٣ ص
(٩٥)
اهلبيت خود، اولوالامر مىباشند
١٤٠ ص
(٩٦)
سنّت آسمانى
١٦٢ ص
(٩٧)
نياز ما به پيوند غيب
١٦٦ ص
(٩٨)
توشه ما در مقابله مشكلات
١٦٦ ص
(٩٩)
رهبرى و تصميمگيرى مشكل
١٦٧ ص
(١٠٠)
ايمان به حقايق غيبى
١٥٨ ص
(١٠١)
ضرورت اهمّيت بخشيدن به مسائل غيبى
١٦٩ ص
(١٠٢)
براى نجات مستضعفين
١٧٠ ص

پيشوايان صديقين امام زمان( عج) آرزوى بشريت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٥ - آفريدگار، خواهان عزّت و كرامت براى انسانهاست

و كرامت بميرد؛ به شرط آنكه امانتى را كه بر سر آن پيمان بسته است، تحمّل نمايد.

بنابراين كرامت انسان به امانتى كه بايد تحمّل نمايد، باز مى‌گردد.

همانگونه كه خداوند متعال دراين مورد مى‌فرمايد: (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا) [١] «و ما امانت (تعهّد، تكليف و ولايت الهى) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسيدند؛ امّا انسان آن را بر دوش كشيد.» پس كسى كه اين امانت را ندارد، از شرف، كرامت و عزّت نيز بى‌بهره مى‌باشد. به عبارت ديگر، چيزى ندارد كه او را مستحقّ زندگى كردن و ادامه حيات سازد.

خداوند متعال از انسان مى‌خواهد كه يك امانتدار باشد و اينكه گرانترين و نفيس‌ترين‌ها را براى اداى حق اين امانت، فدا كند؛ حتّى اگر گاهى به بهاى زندگى او تمام شود. همچنين از انسان مى‌خواهد بر پاى سخن و تعهّد خود بايستد و به عهد و پيمان خود وفا كند، تا جامعه‌اى برپا شود كه با صفات امانت‌دارى، شرف و كرامت توصيف گردد و نيز روح عدل و داد بر او حاكم گردد. پس ناگزير بايد عدالت بر جامعه حكم براند. زيرا ظلمى كه ضدّ عدالت مى‌باشد، چيزى جز تاريكى نيست و وجود انسان را تاريك و نابود مى‌سازد و حركت انسان و بلندپروازيهاى او را به سوى شكوفا شدن تمدّن حقيقى فلج مى‌سازد. پس ظلم مانعى است بس بزرگ در برابر حركت بشريت به‌


[١] - سوره احزاب، آيه ٧٢.