پيشوايان صديقين امام زمان( عج) آرزوى بشريت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٢ - حقيقت عدالت
حقيقت عدالت
و بطور خلاصه عدالت به اين معنا مىباشد كه هر حقدارى، بدون كم و زياد به حق خويشتن برسد. مساوات و برابرى در جامعه بر اصل عدالت مترتّب است، يعنى ديگر چنين نخواهد بود كه گروهى از مردم در ناز و نعمت زندگى كنند؛ ولى ديگران در ژرفاى ذلّت و فقر و محروميّت به سربرند. زيرا اين از عدالت نمىباشد كه ثروتها در دست مجموعه كوچكى از مردم جمع شود. ثروتهايى كه به واسطه تسلّط بر حقوق و ثروتهاى ديگران، بلكه و حتّى چيرگى بر كرامتها، ناموسها و شخصيّتهاى ايشان به دست آمدهاند. همچنين از انصاف نيست كه اين گروه كوچك در كاخهاى عظيم خود بنشينند و با روح شيطانى خود براى ميليونها انسان برنامهريزى كنند؛ سپس بانگ ظلم و دشمنى را برآورند كه اين انسانها بشر نمىباشند. زيرا به ايشان به چشم چهارپايانى مىنگرند كه فقط براى خدمت به آنها، براى تقويت نيرو و كيان و نيز افزايش قدرت و سركشى آنها، آفريده شدهاند.
امّا، خداوند متعال خلق را آفريد تا به ايشان رحمت فرستد نه عذاب. چنانكه مىفرمايد: (وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا) [١] «و ما هرگز مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم.» همانا پيامبر، رحمتى است براى مردم و جهانيان. به همين خاطر انسان آفريده شد تا رحمت ببيند، نه عذاب. دراين مورد خداوند مىفرمايد:
[١] - سوره اسرا، آيه ١٥.