پيشوايان صديقين امام زمان( عج) آرزوى بشريت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٥ - اهلبيت خود، اولوالامر مىباشند
خورشيد نيست؛ زيرا ذات خورشيدى كه از ما پنهان است، همان انفعالات مستمر اتمى در خورشيد مىباشد. اگر اين فعل و انفعالات نبودند، هرگز خورشيد، حتّى براى يك لحظه نور نمىداد. غيب در انسان نيز، تنها حركات و سكنات او نيست؛ بلكه غيب در نيروى قلب و سلامت اعصاب و رگها و مغزش نهفته است. اگر در حقيقت انسان دقّت نظر نماييم، مىيابيم كه مغز او اساس حقيقت انسان نمىباشد؛ بلكه روح، همان مركز حقيقت انسان است. اگر دوباره با دقّت نظر كنيم، درمىيابيم كه عقل توجيه كننده اين روح است. امّا امر بسيار مهمترى در پس اين عقل، زندگى و نيروى نهفته در روح وجود دارد و آن، اراده حقّ تعالى مىباشد. و اگر مشيّت، فيض، قدرت و نور او نبود، هر آينه روح انسانيّت متلاشى مىگشت؛ يا به عبارت ديگر، اگر اراده الهى در ايجاد روح و قدرت در نزد انسان وجود نداشت، هر آينه اين انسان چون جمادات يا ناتوانتر از آنها مىگشت. اگر اين گفته درست باشد كه جمادى دراين جهان شگفتى وجود داشته باشد!...
بنابراين، هر حلقه از زنجيره غيب، اهمّيت و موقعيّت خود را از سطوح ژرفنگرى در آن، به دست مىآورد. پس هرچه اين حلقه از نظر ترتيب و ژرفا دورتر باشد، هرچه بيشتر اين اساس و مصدر را تجسّم مىبخشد. امّا نور و مظهر داراى امر مهمّى نمىباشند تا در مورد آن سخن بگوييم- اين همان غيب مىباشد.
معمولًا وجه تمايز ميان انسان و حيوان، در ايمان به غيب مىباشد.
حيوان جز با حواس مادى، از نفوذ در مغز و گوهر ناتوان است. انسانها نيز براساس درجاتى، دراين مسأله متفاوت مىباشند. بنابراين انسان