پيشوايان صديقين امام زمان( عج) آرزوى بشريت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٨ - ايمان به حقايق غيبى
و در راه خدا مىكوشند. شما اينك در كنار يكديگر زندگى مىكنيد و پويايى و نشاط را از يكديگر مىآموزيد. اگر شرايط شما، رو به بدى گراييد، بنابراين شما معنويت را از آنكه از شما بالاتر است، استمداد مىكنيد. ولى هنگاميكه- به خواست خدا- شما رهبران اين امّت گشتيد، آن گاه احساس وحشت مىنماييد دراين حالت بايد تصميم مناسبى را اتّخاذ كنيد. تصميمى كه خويشتن را مسئول آن در برابر خداوند متعال و مردم مىبينيد. به همين خاطر احساس ترس و وحشت مىكنيد و نمىدانيد چگونه بايد عمل كنيد. در عين حال نمىتوانيد از گرفتن تصميم فرار نماييد و همچنين نمىتوانيد در گرفتن آن تصميم شتاب كنيد.
همچون اين شرايط به مرجع بزرگ شيعيان، ميرزا محمّدحسن شيرازى، گذشه است. اين انسان هنگاميكه متوجّه شد انگليسيها زمام امور ايران را به دست گرفتهاند و شاه ايران نيز با آنها پيمان بسته است و مردم به خاموشى پناه بردهاند؛ همچنين برخى از علما با دولت همكارى كردهاند، احساس مسئوليّت بزرگى نمود. به همين خاطر احساس ترس و وحشت مىكرد. نمىدانست آيا تصميمى بگيرد يا خير. هنگاميكه فشار مردمى- مبنى بر اينكه ميرزا بايد كارى انجام دهد- بالا گرفت، منتظر روز جمعه شد. سپس در شامگاه اين روز به سرداب منسوب به امام زمان (عج) (در شهر سامرا) رفت و امر نمود تا مردم از پيرامونش پراكنده شوند. براى مدّتى تنها در سرداب ماند.
سپس آن فتوايى معروف و مشهور خود را صادر كرد. فتواى كه در آن فرمود: «امروز استعمال تنباكو به عنوان اعلان جنگ عليه امام