يادنامه - مؤسسة الخوئي الإسلامية - الصفحة ١٠٠ - تجليل از مراجع عصر
با ايشان را از نجف به كوفه تبعيد كردند و به خاطر اهانت به آن مرجع عالى
قدر هر گونه رفت و آمد با ايشان را ممنوع كرده و متخلفان را دستگير و
زندانى مىنمودند و در همين حال آيت الله خوئى بيمار و بسترى و براى ادامهء
درمان به بيمارستان ابن سيناء بغداد منتقل شده بود. پس از بهبودى كه عازم
نجف بودند رژيم بعث براى آن كه زعامت و مرجعيت آيت الله العظمى حكيم را
تضعيف نموده و تحت الشعاع قرار دهد به تمام قبايل و عشاير ساكن در طول مسير
بغداد، نجف دستور داده بود تا با برپايى جشن و سرور از موكب آيه الله فقيد
استقبال نمايند.
آيه الله العظمى خوئى اين معنى را فهميده و در صدد خنثى كردن نقشهء رژيم
برآمد، لذا با اين كه قرار بود شب جمعه از بغداد راهى نجف شوند، سحرگاه سه
شنبه، پيش از اذان صبح، حركت كرده و هنگام اذان صبح به نجف رسيدند.
مردم و طلاب نجف كه ايشان را در حرم ديدند، بهت زده از خود مىپرسيدند:
چرا آقا بدون اطلاع و بدون استقبال به نجف آمدهاند. آيهء الله فقيد پس از
اداى نماز صبح و صرف صبحانه به سوى كوفه حركت كرده و هنگام طلوع آفتاب بود
كه در منزل آيت الله حكيم را دق الباب كرد و اين در حالى بود كه مأموران از
ورود اشخاص به منزل ايشان جلوگيرى مىكردند، و فرزند آيت الله حكيم در را
گشوده، و با كمال ناباورى ايشان را در مقابل خود ديد و در پى آن وارد منزل
شده و حدود دو ساعت با مرحوم آيت الله حكيم به گفتگو پرداختند.
شهيد آيت الله زادهء حكيم مىگفت: از آغاز تا پايان اين ملاقات لحظهاى لبخند از صورت پدرم محو نشد و هيچ روزى پدرم را به اين