الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢ - تنبيه
نارا تلظّى: آيه (١٤) از سوره اللّيل.
و تنزّل الملائكة: آيه (٤) از سوره قدر.
متن: و متى كان فاء « افتعل » صادا او ضادا او طاءا او ظاءا قلبت تائه طاء، تقول في افتعل من الصّلح، اصطلح و من الضّرب، اضطرب و من الطّرد، اطّرد و من الظّلم، اضطلم.
و كذلك جميع تصرّفاته نحو: يصطلح فهو مصطلح و ذاك مصطلح، اصطلح، لا يصطلح.
و متى كان فاء « افتعل » دالا او ذالا او زاء قلبت تائه دالا و تقول فى « افتعل » من الدّرء و من الذّكر و من الزّجر، ادّرء و اذّكر و ازدجر.
ترجمه:
و هرگاه فاء « افتعل » حرف صاد يا ضاد يا طاء و يا ظاء باشد تاء دو نقطه آن به طاء قلب مىشود مثلا در « افتعل » از صلح مىگوئى: اصطلح.
اينكلمه در اصل « صلح » بود بباب افتعال رفت اصتلح شد چون « فاء » حرف « صاد » بود (تاء) را به (طاء) تبديل كرده « اصطلح » شد.
و نيز در « افتعل » از ضرب مىگوئى: اضطرب.
اينكلمه در اصل « ضرب » بود بباب افتعال رفت اضترب شد چون « فاء » حرف « ضاد » بود (تاء) را به (طاء) مبدّل نموده اضطرب گرديد.
و نيز در « افتعل » از طرد مىگوئى: اطّرد.
اينكلمه در اصل « طرد » بود بباب افتعال رفت اطترد شد چون « فاء » حرف « طاء » بود (تاء» را به (طاء) بدل كرده و در (طاء) اوّلى ادغام نموديم اطّرد شد.
و همچنين در « افتعل » از ظلم مىگوئى: اضطلم.