جواهر الفرایض در ارث (ترجمه)
(١)
پيشگفتار
٦٥ ص
(٢)
نام رساله
٦٥ ص
(٣)
شروح رساله
٦٧ ص
(٤)
نسخههاى خطى
٦٨ ص
(٥)
جواهر الفرائض
٦٩ ص
(٦)
قسم نخست
٦٩ ص
(٧)
فن نخست در شناخت مراتب وارثان و سهم آنها و احكام آنها
٦٩ ص
(٨)
باب نخست، از فن نخست، از قسم نخست در بيان مراتب وارثان و ترتيب آنها
٦٩ ص
(٩)
فصل در نسبها و مراتب آنها
٧٠ ص
(١٠)
فصل در اسباب و انواع آن
٧٣ ص
(١١)
فصل در موانع ارث
٧٧ ص
(١٢)
باب دوم تفصيل سهام و چگونگى تقسيم كردن
٧٨ ص
(١٣)
فصل مقدار فروض / سهام قرآنى
٧٨ ص
(١٤)
فصل
٨٠ ص
(١٥)
فصل
٩٠ ص
(١٦)
ارث جنين
٩٠ ص
(١٧)
ارث خنثا
٩٠ ص
(١٨)
ارث انسان دو سر
٩٢ ص
(١٩)
ارث فرزند زن لعان شده و زنا زاده
٩٢ ص
(٢٠)
حكم انسان پيدا شده و انسان مشكوك
٩٢ ص
(٢١)
فصل
٩٣ ص
(٢٢)
حبوه و طعمه
٩٤ ص
(٢٣)
وارث گمشده
٩٥ ص
(٢٤)
فصل در غرق شدگان و زير آوار ماندگان
٩٦ ص
(٢٥)
فن دوم از قسم نخست احكام وصيتها و اقرارهاى مربوط به ارث
١٠١ ص
(٢٦)
باب نخست وصيتها
١٠١ ص
(٢٧)
باب دوم اقرارها
١٠٣ ص
(٢٨)
فصل
١٠٣ ص
(٢٩)
فصل
١٠٤ ص
(٣٠)
قسمت دوم در چگونگى تحصيص تقسيم ارث با مراعات تصحيح سهام
١٠٦ ص
(٣١)
قاعده
١٠٦ ص
(٣٢)
مقدمه
١٠٧ ص
(٣٣)
تتمه مقدمه پيرامون كيفيت بدست آوردن نسبتهاى چهارگانه فوق
١٠٧ ص
(٣٤)
فصل درباره كيفيت به دست آوردن كوچكترين مخرج مشترك ميان دو عدد مختلف
١٠٨ ص
(٣٥)
فصل كيفيت به دست آوردن كوچكترين مخرج مشترك ميان سه عدد يا بيشتر
١٠٩ ص
(٣٦)
فصل پيرامون اقسام عدد
١١٠ ص
(٣٧)
باب نخست درچگونگى تقسيم تركه بر ورثه باسهام صحيح
١٢١ ص
(٣٨)
فصل
١٢٧ ص
(٣٩)
فصل
١٣٤ ص
(٤٠)
فصل
١٣٨ ص
(٤١)
باب دوم در مناسخات
١٣٨ ص
(٤٢)
باب سوم درنمونههايى از تقسيم تركههاى زير آوارماندگان وكسانى كه درحكم ايشان هستند
١٤٣ ص
(٤٣)
باب چهارم درنمونه هايى از اقرارها
١٤٩ ص
(٤٤)
باب پنجم دراستخراج وصيتهاى مبهم و ذكر نمونههايى از آن
١٥٠ ص
(٤٥)
فصل
١٥٥ ص
(٤٦)
تمرين
١٥٧ ص

جواهر الفرایض در ارث (ترجمه) - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨١ - فصل

باطل است‌[١].

اگر پس از دادن سهم قرآنى وارثان، مقدارى از مال زياد بيايد، مقدار زايد ميان صاحبان نسب به مقدار سهامشان تقسيم مى‌شود،[٢] مگر برخى از وارثان داراى دو سبب ارث باشند.


[١] عول اسم براى زيادى و نقصان [و خروج از حدّ اعتدال‌] مى‌باشد [و در اينجا سهام زياد است و تركه ناقص است‌] و لذا از اسماى اضداد است. عول كه در اينجا به كار مى‌رود، از يكى از ريشه‌هاى لغوى زير گرفته شده است:

١. از ميل [/ مايل شدن‌] بسان آيه‌ «ذلِكَ أَدْنى‌ أَلَّا تَعُولُوا» [نساء، آيه ٣]. فريضه را از آن جهت عائل به اهل فريضه مى‌گويند كه به سبب نقصان سهام آنها، مايل به ستم بر آنها شده است.

٢. از ماده «عال الرجل» آن گاه كه عيال او زياد مى‌شوند، باشد از آن جهت كه در اين فرض سهام زياد مى‌شود [يعنى صورت كسر بيشتر از مخرج مى‌شود].

٣. از ماده «عال» به معناى «مغلوب شد» مى‌باشد زيرا اهل سهام به واسطه نقصى كه برآنها وارد شده، مغلوب شده‌اند.

٤. از ماده «عالت الناقة ذنبها شتر دُم خود را بالا برد» مى‌باشد، از آن جهت كه فريضه‌ها به سبب زياد بودن سهام، از اصل خود بيشتر شده است.

شيخ مفيد در اعلام، ص ٦٧ مى‌گويد: «اماميه اتفاق دارند كه در فرائض «عول» وجود ندارد. همين ديدگاه را ابن عباس و گروهى از سنّى‌هاى اهل نظر و آثار برگزيده‌اند».

سيد مرتضى در ناصريات، ص ٤٠٣ مى‌گويد: «اصحاب ما بدون وجود مخالف در ميان آنها، عقيده دارند كه فرائض عول ندارد».

علامه حلى در تحرير، ج ٢، ص ١٦٣ مى‌گويد: «عول نزد ما باطل است زيرا محال است كه خداوند در مالى مقدارى را كه مال كفاف آن را نمى‌دهد قرار دهد».

[٢] نسبت تركه به مجموع سهام (فروض) سه حالت دارد:

الف) تساوى: بدين معنا كه اگر تركه براساس فروض قرآنى تقسيم شود، نه چيزى زياد مى‌آيد و نه چيزى كم مى‌آيد.

حكم اين حالت روشن است و جاى بحث نيست، بسان اين كه از ميت پدر و مادر و دو دختر به جامانده باشد كه سهم ابوين، دو ششم (/ ٣) و سهم قرآنى دو دختر، دو سوم مى‌باشد و مجموع سهام مساوى تركه است:

٣/ ٦/ (مادر) ٦+ (پدر) ٦

مجموع سهام/ ٣/ (پدر و مادر) ٣+ (دو دختر) ٣