جواهر الفرایض در ارث (ترجمه) - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١١٥ - فصل پيرامون اقسام عدد
«ثلاثة عشر» [/ ١٣]، «سبعه عشر» [/ ١٧]، «تسعة عشر» [/ ١٩]، «ثلاثة و عشرين» [/ ٢٣] دراين صورت موافقت در جزء آن عدد است.
[بادقت درمطالب بعدى و روشن شدن اصطلاحات «اصمّ»، «منطق»، «جزء»، معناى عبارت بالا مشخص مىشود].
مثلا در دو عدد «٢٢» و «٣٣» كه تنها «١١» آن دو را فانى مىكند، موافقت آنها درجزء از يازده است لذا يكى از دوعدد «٢٢» و «٣٣» به جزء از «١١» ردّ مى شود و درعدد ديگر ضرب مىشود درنتيجه «٢» در «٣٣» يا «٣» در «٢٢» ضرب مىشود.
د) متبانيان: عبارتند از دو عددى كه يكى بزرگتر و ديگرى كوچكتر باشدو ميان آن دو تداخل و توافق نباشد.
در دو عدد متباين اگر عدد كوچكتر را يك بار يا چند بار از عدد بزرگتر كم كنيم باقيماند ه «١» مىشود مانند «١٣» و «٢٠» كه اگر «١٣» از «٢٠» كم شود، «٧» تا باقى مىماند، و اگر «٧» از «١٣» كم شود، «٦» تا باقى مىماند و اگر «٦» از «٧» كم شود يكى باقى مىماند.
٢) مطلب دوم: طرزتشخيص نسب اربع: براى تشخيص اينكه ميان دو عدد كداميك از نسبتهاى چهارگانه برقرار است مرحوم شيخ بهايى قاعدهاى به اين صورت بيان مىكند:
«التماثل بيّن. وتعرف البواقي بقسمة الأكثر على الأقلّ فإن لم يبق شيء فمتداخلان. و إن بقى قسّمناالمقسوم عليه على الباقي و هكذا إلى إن لايبقى شيء، فالعددان متوافقان. والمقسوم عليه الأخير هو العادّ لهما. أو يبقى واحد فمتباينان».
توضيح مطلب: شناخت «تماثل» آسان است. و طرز تعيين آن سه نسبت ديگر از اين قرار است: عدد بزرگتر را بر عدد كوچكتر تقسيم مىكنيم اگر باقيمانده نداشت مىفهميم كه نسبت ميان آن دو عدد «تداخل» است مانند «٤ و ٨»، «٦ و ١٢».
واگر باقيمانده داشت، مقسوم عليه را بر باقيمانده تقسيم مىكنيم اگر چيزى باقى نماند عمل تمام است، اگر دو مرتبه باقى ماند باز مقسوم عليه دوم را بر باقيمانده دوم تقسيم مىكنيم تاجايى كه باقى نماند اگر اين عمليّات واقع شد معلوم مىشود ميان اين دو عدد «توافق» است مانند «٤ و ٦» كه وقتى «٦» را بر «٤» تقسيم مىكنيم باقيمانده «٢» مىشود سپس مقسوم عليه را كه «٤» باشد بر «٢» تقسيم مىكنيم باقيمانده ندارد پس معلوم مىشود ميان اين دو عدد توافق است. و مقسوم عليه آخر [درمثال فوق «٢»] «عادّ» اين دو عدد مىباشد.
چنانكه كسرى كه مقسوم عليه آخر مخرج آن است «وفق» آن دوعدد نام داشت.