توضيح المسائل - بهجت، محمد تقي - الصفحة ٢٩٣
نصاب دوم: ٢١ مثقال است، يعنى اگر ٢١ مثقال به ١٠٥ مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام ١٢٦ مثقال را بطورى كه گفته شد - بدهد، و اگر كمتر از ٢١ مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات ١٠٥ مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد، و هم چنين است هر چه بالا رود، يعنى اگر ٢١ مثقال اضافه شود بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد. بنابر اين اگر انسان چهل يك هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زكاتى را كه بر او واجب بوده داده و گاهى هم بيشتر از مقدار واجب داده است، مثلا كسى كه ١١٠ مثقال نقره دارد، اگر چهل يك آن را بدهد، زكات ١٠٥ مثقال آن را كه واجب بوده داده و مقدارى هم براى ٥ مثقال آن داده كه واجب نبوده است.
(١٥٠٦) زكات طلا و نقره در صورتى واجب مىشود كه آن را سكه زده باشند و معامله با آن رايج باشد، و اگر چه سكه آن نيز از بين رفته باشد، بايد زكات آن را بدهند.
(١٥٠٧) طلا و نقره سكه دارى كه زنها براى زينت به كار مىبرند، اگر معامله با آن رايج باشد، زكات دارد ولى اگر طورى شود كه معامله با آن به عنوان مسكوك رايج نباشد زكات ندارد.
(١٥٠٨) همان طور كه سابقا گفته شد زكات طلا و نقره در صورتى واجب مىشود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد و اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اول كمتر شود، زكات بر او واجب نيست.
(١٥٠٩) اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره اى را كه دارد با طلا يا نقره يا چيز ديگر عوض نمايد يا آنها را آب كند، بنابر اظهر زكات بر او واجب نيست، ولى مكروه است كه براى فرار از دادن زكات اين كارها را بكند.
(١٥١٠) اگر طلا و نقره اى را كه دارد خوب و بد داشته باشد، مىتواند زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آن بدهد، ولى بهتر است زكات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد، اگر چه بنا بر اظهر جايز است زكات همه را از جنس بد بدهد.
(١٥١١) طلا و نقره اى كه بيشتر از اندازه معمول ناخالصى دارد، اگر خالص آن به اندازه نصاب - كه مقدار آن گفته شد - برسد، انسان بايد زكات آن را بدهد، و چنانچه