مناسك حج - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٠
مسأله ٢٤ - اگر در آخر دور كه به حجر الاسود ختم شد شك كند كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتناء به شك نكند و طوافش صحيح است.
مسأله ٢٥ - اگر قبل از رسيدن به حجر الاسود و تمام شدن دور شك كند كه آنچه را دور مىزند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است.
مسأله ٢٦ - اگر در آخر دور يا اثناء آن شك كند ميان شش و هفت و هر چه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است.
مسأله ٢٧ - اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل گذارد، و طوافش صحيح است.
مسأله ٢٨ - شخص كثير الشك در عدد دورها اعتناء به شكش نكند و احتياط آنست كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.
مسأله ٢٩ - گمان در عدد دورها اعتبار ندارد و حكم شك را دارد.
مسأله ٣٠ - اگر مشغول سعى بين صفا و مروه شد و يادش آمد كه طواف بجا نياورده بايد رها كند و طواف كند و پس از آن سعى را اعاده كند.
مسأله ٣١ - اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص بجا آورده بايد برگردد و طواف را از همانجا كه ناقص كرده تكميل كند و بر گردد تتمه سعى را بجا آورد و طواف و سعيش صحيح است، لكن احتياط آن است كه اگر كمتر از چهار دور بجا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد، و هم چنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده كند.
مسأله ٣٢ - اگر سهوا يا غفلتا يا جهلا طواف را بى وضوء بجا آورد طوافش باطل است، و همين طور اگر با حال جنابت يا حيض و نفاس بجا آورد.
مسأله ٣٣ - اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دو صحيح است.
مسأله ٣٤ - در حال طواف تكلم كردن و خنده نمودن و شعر خواندن اشكال ندارد لكن كراهت دارد و مستحب است در حال طواف مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد.