تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧ - تفسير دشمنان جاويدان
قرآن در مورد يهود ميگويد: تنها عده كمى از آنان پاك و حقشناس بودند ولى در باره نصارى ميگويد: جمعى از آنان منحرف شدند، از اين تعبير روشن ميشود كه منحرفان يهود بيشتر از منحرفان نصارى بودهاند.
تاريخ اناجيل كنونى ميگويد كه تمام آنها ساليان دراز بعد از مسيح و بدست بعضى از مسيحيان نگاشته شده است و بهمين دليل داراى تناقضهاى آشكارى است و اين نشان ميدهد كه آنها قسمتهاى قابل ملاحظهاى از آيات انجيل را بكلى فراموش كرده بودند، وجود خرافات آشكار در اناجيل كنونى مانند داستان شرابسازى مسيح [١] كه بر خلاف حكم عقل و حتى پارهاى از آيات تورات و انجيل كنونى است و داستان مريم مجدليه [٢] و امثال آن نيز روشنگر اين واقعيت است.
ضمنا بايد توجه داشت" نصارى" جمع" نصرانى" است و در اينكه علت نامگذارى مسيحيان باين اسم چيست، احتمالات مختلفى دادهاند نخست اينكه بخاطر آن است كه عيسى ع در شهر" ناصره" در دوران كودكى پرورش يافت، و نيز احتمال دادهاند از" نصران" گرفته شده كه آن هم نام قريهاى است كه" نصارى" به آن علاقه خاصى داشتهاند و نيز ممكن است انتخاب اين نام بخاطر آن باشد كه هنگامى كه مسيح ع ناصران و يارانى از مردم طلبيد، آنها دعوت او را اجابت كردند همانطور كه قرآن ميگويد:
كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ [٣] و از آنجا كه جمعى از آنها به گفته خود عمل نمىكردند و تنها مدعى يارى
[١] انجيل يوحنا- باب ٢ جملههاى ٢ تا ١٢.
[٢] انجيل لوقا- باب ٧- جملههاى ٣٦ تا ٤٧.
[٣]- سوره صف- آيه ١٤.