تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - مسيح كشته نشد- افسانه صليب
است احتمال دارد كه اين اختلاف مربوط به اصل موقعيت و مقام مسيح ع بوده كه جمعى از مسيحيان او را فرزند خدا و بعضى به عكس همانند يهود او را اصلا پيامبر نمىدانستند و همگى در اشتباه بودند.
و نيز ممكن است اختلاف در چگونگى قتل او باشد كه بعضى مدعى كشتن او بودند و بعضى مىگفتند كشته نشده، و هيچيك به گفته خود اطمينان نداشتند.
يا اينكه مدعيان قتل مسيح ع به خاطر عدم آشنايى به او، در شك بودند كه آن كس را كه كشتند خود مسيح بوده يا ديگرى به جاى او.
آن گاه قرآن به عنوان تاكيد مطلب مىگويد:" قطعا او را نكشتند بلكه خداوند او را بسوى خود برد و خداوند قادر و حكيم است".
(وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً)
مسيح كشته نشد- افسانه صليب
قرآن در آيه فوق مىگويد:" مسيح نه كشته شد و نه بدار رفت بلكه امر بر آنها مشتبه گرديد و پنداشتند او را بدار زدهاند و يقينا او را نكشتند"! ولى اناجيل چهارگانه كنونى همگى مساله مصلوب شدن (بدار آويخته شدن) مسيح ع و كشته شدن او را ذكر كردهاند، و اين موضوع در فصول آخر هر چهار انجيل.
(متى- لوقا- مرقص- يوحنا) مشروحا بيان گرديده، و اعتقاد عمومى مسيحيان امروز نيز بر اين مساله استوار است.
بلكه به يك معنى مساله قتل و مصلوب شدن مسيح، يكى از مهمترين مسائل زيربناى آئين مسيحيت كنونى را تشكيل مىدهد، چه اينكه مىدانيم مسيحيان