تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧ - آيا گذشت از ستمگر موجب تقويت او نيست؟!
نظر تضادى ببينند، ولى با توجه به آنچه در منابع اسلامى وارد شده روشن ميشود كه مورد عفو و گذشت جاى معينى است كه از آن سوء استفاده نشود و مورد مبارزه و كوبيدن ظلم، جاى ديگر.
توضيح اينكه عفو و گذشت مخصوص موارد قدرت و پيروزى بر دشمن و شكست نهايى او است، يعنى در موردى كه احساس خطر جديدى از ناحيه دشمن نشود، بلكه عفو و گذشت از او يك نوع اصلاح و تربيت در مورد او محسوب شود و او را به تجديد نظر در مسير خود وادارد چنان كه در موارد زيادى از تاريخ اسلام به چنين افرادى برخورد مىكنيم و حديث معروف"
اذا قدرت على عدوك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه
". هنگامى كه بر دشمن پيروز شدى گذشت را زكاة اين پيروزى قرار ده [١] شاهدى بر اين مدعا است.
اما در مواردى كه خطر دشمن هنوز بر طرف نگشته و احتمالا گذشت، او را جسورتر و آمادهتر مىكند، يا اينكه عفو و گذشت يك نوع تسليم و رضايت به ظلم محسوب ميشود، هيچگاه اسلام اجازه چنين عفوى را نميدهد و هرگز پيشوايان اسلام در چنين مواردى راه عفو و گذشت را انتخاب نكردند.
[١] نهج البلاغه- كلمات قصار- كلمه ١٠