تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠ - تفسير
اما به چند شرط:
١- به شرط اينكه نماز را برپا داريد (لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ).
٢- و زكات خود را بپردازيد (وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ).
٣- به پيامبران من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد (وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ) [١] ٤- علاوه بر اين، از انفاقهاى مستحبّ كه يك نوع قرض الحسنه با خدا است خوددارى ننمائيد (وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً).
اگر به اين پيمان عمل كنيد، من سيئات و گناهان گذشته شما را مىبخشم (لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ).
و شما را در باغهاى بهشت كه از زير درختان آن نهرها جارى است داخل ميكنم.
(وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ).
ولى آنها كه راه كفر و انكار و عصيان را پيش گيرند مسلما از طريق مستقيم گمراه شدهاند.
(فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ).
در باره اينكه چرا انفاق در قرآن مجيد به عنوان قرض دادن بخدا ناميده شده توضيح لازم را در تفسير نمونه در جلد ٢ صفحه ١٦٠ دادهايم.
در اينجا سؤالى باقى مىماند كه چرا مساله" نماز و زكات" بر ايمان بموسى ع مقدم داشته شده است با اينكه ايمان به او قبل از عمل بوده است
[١] عزرتموهم از ماده" تعزير" بمعنى منع كردن و يارى نمودن است، اگر به پارهاى از مجازاتهاى اسلامى تعزير گفته مىشود به خاطر آن است كه بوسيله آن در حقيقت كمكى به گناهكاران شده و از گناه باز داشته شدهاند و اين نشان مىدهد كه مجازاتهاى اسلامى جنبه انتقامى ندارد بلكه جنبه تربيتى دارد و لذا نام آن هم" تعزير" گذاشته شده است.