تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - تفسير
خدا بدور گردند". (غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا) سپس براى ابطال اين عقيده ناروا مىگويد: هر دو دست خدا گشاده است، و هر گونه بخواهد و بهر كس بخواهد مىبخشد. (بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ) نه اجبارى در كار او هست، نه محكوم جبر عوامل طبيعى و جبر تاريخ مىباشد، بلكه اراده او بالاتر از هر چيز و نافذ در همه چيز است.
قابل توجه اينكه يهود" يد" را به عنوان مفرد آورده بودند، اما خداوند در پاسخ آنها" يد" را به صورت" تثنيه" مىآورد و مىگويد:" دو دست خدا گشاده است" و اين علاوه بر تاكيد مطلب كنايه لطيفى از نهايت جود و بخشش خدا است، زيرا كسانى كه زياد سخاوتمند باشند، با هر دو دست مىبخشند، به علاوه ذكر دو دست كنايه از قدرت كامل و شايد اشارهاى به نعمتهاى" مادى" و" معنوى"، يا" دنيوى" و" اخروى" نيز بوده باشد.
بعد مىگويد:" حتى اين آيات كه پرده از روى گفتار و عقائد آنان بر مىدارد به جاى اينكه اثر مثبت در آنها بگذارد و از راه غلط باز گردند، بسيارى از آنها را روى دنده لجاجت مىافكند و طغيان و كفر آنها بيشتر مىشود".
(وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً) اما در مقابل اين گفتهها و اعتقادات ناروا و لجاجت و يكدندگى در طريق طغيان و كفر، خداوند مجازات سنگينى در اين جهان براى آنها قائل شده و آن اين است كه عداوت و دشمنى در ميان آنها تا دامنه قيامت افكنده است. (وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ).
در اينكه منظور از اين" عداوت و بغضاء" چيست در ميان مفسران گفتگو است، ولى اگر ما از وضع استثنايى و ناپايدار كنونى يهود صرفنظر كنيم و تاريخچه زندگى پراكنده و توام با دربدرى آنها را در نظر بگيريم خواهيم ديد كه يك عامل مهم براى اين وضع خاص تاريخى عدم وجود اتحاد و صميميت در ميان