صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٨
بسیج عمومى یک ملت از مرکز گرفته تا سرحدات هر جا بروى یک کلمه هست، هر جا مىرفتى صحبت بود از اینکه جمهورى اسلامى مىخواهیم مگر بشر مىتواند یک همچو بسیجى را بکند الا به تمسک به کتاب و سنت. آن مغزهاى با ایمان است که قیام کردند، آن مغزهائى است که الان هم وقتى جوانهایشان، چه جوانهاى از بانوان و چه جوانهاى از مردها وقتى با من ملاقات مىکنند کراراً، نه یک دفعه و نه ده دفعه، از نجف که بودم تا اینجا حالا هم همین طور است هى از من مىخواهند که شما دعا کنید ما شهید بشویم من هم دعا مىکنم که پیروز بشوید. یک همچو، یک همچو مغز با ایمانى و یک همچو قلب نورانى را مگر ممکن است با کودتا از بین برد؟ این اشتباه را اینها از خودشان رفع کنند و توجه کنند به ماهیت نهضت اسلامى و به ماهیت اسلام و به ماهیت کتاب کریم و به ایمان، اگر توجه به این مسائل بکنند دیگر نه آن کسى که بخواهد با شلوغ کردن، دانشگاه را به هم زدن، دست به این کارها مىزند و نه آن کسى که فرض کنید که مىخواهد یک تظاهرى بکند و یک کارى بکند. اینها اگر ماهیت مسأله را بفهمند و بفهمند که پیشرو این قضیه اسلام است، امام این قضیه، امام زمان است، اگر این را بفهمند که این مغزهاى سى و پنچ میلیون جمعیت ایران نورانى است و به نور اسلام زنده است در فکر این نمىافتند که ما برویم یک عدهاى را بکشیم و بعد زمام را دستمان بگیریم مگر مىشود یک همچو چیزى، بله، آنجائى که زمام همین بود که یک رده بالایى بود و حکومت مىکرد به مردم، مردم هم هیچ کارى نداشتند آن رده بالا، یک رده دیگرى مىآمدند آنها را کنار مىزدند، آنها مىشدند آنها، همان اما قضیه این نیست که ما یک ردهاى داشته باشیم و یک بالا و پائینى، همه، همدوشند، برادر و خواهرند همه و همه خودشان را سهیم مىدانند در این مسائل، براى اینکه اسلام هست اسلام اختصاص به یک شخص - دانه شخصى - ندارد، ایمان است، ایمان مربوط به یک کسى - دانه کسى - ندارد، خانه به خانه باید این اشخاص که خیال کردند، خانه به خانه باید بروند و جنگ کنند آن هم در همه کشور نه در تهران، تهران را اگر چنانچه فرض بکنید، فرض محال که شما تهران را تسخیر کنید سایر مملکت قیام کردند برخلافتان، آنها مىآیند تهران را از دست شما مىگیرند. باید یک ابزارى بیاورد آمریکا و یک اشخاصى بیاورد آمریکا یا سایر کسانى که مىخواهند، خیال مىکنند در اینجا باید یک کارى انجام بدهند که سى وپنج میلیون جمعیت را از صحنه بیرون کند. آن چه ابزارى است که مىتواند سى و پنج میلیون جمعیت زن و مرد که همه مجهز و همه حاضر در قضایا هستند این بخواهد از صحنه بیرون کند؟ این امر محالى است. کسى را که خدا به میدان آورده نمىتواند بختیار از میدان خارج کند یا کارتر از میدان خارج کند. کسى که اعتیاد دارد نمىتواند کودتا بکند حرف است، اینها حرف است که مىزنند که بنا بود که بیاید، کى بیاید؟ آن اگر دو ساعت از وقتش بگذرد آنطور که مىگویند خوب، کى باید؟ عمده همین است که اسلام را نمىشناسند، خیال مىکنند اسلام یک رژیمى است مثل رژیم آمریکا، مثل رژیم شوروى. شوروى و امریکا همان رده بالا هستند، مردم دیگر، مردم کشور خودش برخلافش هستند. آن رده بالا یک حکومتى مىکنند و یک زورى مىگویند و یک چرایى مىکنند در مملکت. مردم دیگر حاضر قضایا نیستند اینطور نیست که مردم دیگر مثل ایران