صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٤
جنگ و نزاع کنیم؟ دانشگاه دیگر مرکز این سنگربندىها مىشد؟ ادارات ما به این صورت در مىآمد که نکنند کار را، کم کارى بکنند؟ دانشگاه نتوانسته آن خدمت خودش را بکند به این ملت، دانشگاه در خدمت دیگران بوده است، جوانهاى ما را دانشگاهها اینطور کردند. الان هم دنبال این هستند که نگذارند این دانشگاه یک دانشگاه در خدمت خود مردم باشد. ما که مىگوئیم دانشگاه اسلامى، ما مىخواهیم که یک دانشگاهى داشته باشیم که روى احتیاجاتى که این ملت داشته باشد، کرسى داشته باشد و براى ملت باشد. تربیت نبوده است در این دانشگاه، تربیت بر ضد بوده است.
آموزش و پرورش لفظى بوده است که وزارت آموزش و پرورش! نه آموزش، آموزش بوده است، نه پرورش، پرورش. آموزش این بوده است که جوانهاى ما را گرایش غربى و شرقى مىدادند و پرورش هم این بوده است که لاابالى بار مىآوردهاند و همین چیزهایى که مىبینید. حفظ کنید این وحدت خودتان را. اینها الان هجوم مىآورند که از دستشان بگیرند این را. بخواهید کشورتان کشور مستقل و خودتان اشخاص آزاد باشید، این را تعقیب کنید و شما دو قشر با هم ارتباط دائم داشته باشید و برنامهها را خود دانشگاهىها و خود علماى حوزه برنامهها را تنظیم کنند که یک آموزش موافق با احتیاج مملکت، نه این چیزهایى را بخوانند که اصلا به درد ما نمىخورد، خیلى از چیزهاست که اصلا به مملکت مربوط نیست و یک پرورش صحیح، که از دانشگاه وقتى بیرون مىآیند مستقل در فکر باشند، مستقل در عمل باشند، تحت تاثیر گرایشهاى شرقى و غربى نباشند، خدمتگذار به کشور خودشان باشند نه خدمت به دیگران بکنند. این معنى انقلاب دانشگاه است. ما انقلاب دانشگاه را از محصولش باید بفهمیم، اگر انشاءالله بعد از چند سال دیگر محصول، محصولى شد انسانى، محصولى شد اسلامى، محصولى شد که براى کشور خودشان زحمت مىکشند و کار مىکنند، مىفهمیم تحول پیدا شده و اگر چنانچه همان باشد و از آن کمونیست بیرون بریزد و مسلمانها را از آن طرف بریزند، کمونیست از آنجا در بیاورند، اگر اینطور باشد ما تا ابد لنگ هستیم و منتظر بدترش باید باشیم. لکن ما امیدواریم که خداى تبارک و تعالى با ما همراهى و کمک کند و به زحمتهاى شما علما و شما دانشمندان، انشاءالله ما به واسطه زحمات شما مملکتمان اصلاح بشود.
والسلام علیکم و رحمهالله