صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٢
امثال بختیار نباشد و حال اینکه ممکن است باشد. اینقدر تفرقه ایجاد نکنید اى آقایان نویسندگان! اینقدر تضعیف نکنید روحانیت را اى آقایان روشنفکران! اینقدر مملکت را از این طرف به آن طرف نکشید تا اینکه خداى نخواسته بیایند همهتان را عذرتان را بخواهند. با هم باشید، آماده باشید، ملت باید آماده باشد براى این امورى که دارد پیش مىآید که آن روزى که خداى نخواسته فرض کنید فانتوم آنها آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم حفظ بکند اسلام را. روحانى، بازارى کارگر، کشاورز، کارمند، قواى مسلح، همه باید حال آماده باش داشته باشند ما اگر حالا در بین راه که هستیم و اینهمه توطئه الان هست، اگر فراموش کنیم نهضت را، اگر فراموش کنیم انقلاب را و برویم سراغ کارمان، هر کدام برویم سراغ شغلى که داریم و حاضر نباشیم در صحنه سیاست و خودمان را مجهز نکنیم براى حفظ این مملکت اسلامى و حفظ اسلام، خداى نخواسته یک وقت به کارهاى بد خواهد رسید و ممکن است که البته نمىتوانند انشاءالله که کارى انجام بدهند، لکن تاخیر مىتوانند بیندازند. شما ببینید که الان هر کارى که مىخواست در این مملکت انجام بگیرد، یک جبهههائى در مقابلش ایستاد که نگذارد، شلوغکارى کردند لکن نتوانستند. من نمىگویم که مىتوانند، نمىتوانند. اگر این فانتومها هم بلند شده بود که اینها مىخواستند چه بکنند، پدر اینها را در مىآوردند.
مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد. این احمقها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلاً سرباز (سربازها که با اینها موافق نیستند) با چهار نفر از این درجه داران مثلاً و امثال اینها نمىشود یک مملکت سى و پنج میلیونى که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند، اینها نفهمیدند که شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاحهاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزهاش به خاک مالیده شده است. در عین حالى که (حضار: توطئه چپ و راست کوبندهاش روح الله هست) (امام: صبر کنید، صبر کنید خواهش مىکنم، شماها کوبنده هستید، روح الله کى هست) اینها یک حماقتى است منتها بعضى جوانها، بیچارهها، نفهمها اینها را وادار مىکنند یک همچو کارى بکنند، یک همچو کارهائى که همین دو، سه روز مثلاً بود. خوب، اینها نمىفهمند که اگر چنانچه فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیائید یا همان آسمان مىمانید؟ ما از این امور نمىترسیم ما از قشرهاى خودمان مىترسیم، از خودمان. اگر چنانچه شما آقایان و همپالگىهاى شما، صنف روحانیت همه (ایدهم الله تعالى) اگر چنانچه کارهائى خداى نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، ولو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار مىزند و ملت هم بىهادى نمىتواند کارى انجام بدهد و آنها ولو حالا تهیه براى چندین سال دیگر هم باشد کار خودشان را آنوقت مىتوانند انجام بدهند. من خوفم این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزى که به عهده اوست صحیح انجام بدهد. من خوف این را دارم که به واسطه بعضى تبلیغات، حوزههاى علمى از آن کار اساسى که حفظ فقاهت است سستى بکنند و کم کم فقه منسى بشود و در دراز مدت اینها نتیجه بگیرند. شما این را خیال نکنید که آنها خیلى