صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٦
به عهده شماهاست، به عهده همهماست که اینکه اینها گرفتند ما نگهش داریم. توده که دیگر نمىتواند مملکت را اداره کند، توده راه افتاد همه کارها را توده مردم انجام داد و سپرد آن را دست شما آقایان که در راس امور هستید، اینها حالا باید نگاهش دارید، این یک امانت الهى است که باید ماها نگهش داریم. اگر بنا باشد که ما هر کدام در محلى که هستیم هر یکى طرفدار یکى دیگر و طرفدارش مخالف باشد، هر قدرتى باید از دیگرى اطاعت نکند، از تهران گرفته تا سرحدات اینطور باشد، یک مملکت هرج و مرجى است که مستوجب یک قیمى است، بعد هم براى ما یک قیم معین بکنند. اگر ما خودمان رشید باشیم و حالائى که ما پیروز شدیم، نسبت به این مسائلى که تا حالا بوده است اگر بنا باشد که ما رشد نداشته باشیم که اداره کنیم مملکتمان را، بتوانیم اداره کنیم مملکتمان را، بتوانیم که آن چیزى که امانت دست ماست حفظ بکنیم، اگر همچو رشدى نداشته باشیم که مساوى با قیم هستیم و دنیا مىگوید اینها قیم مىخواهند و یک وقتى یک قیم مىخواهند، فرقى نمىکند یا آمریکا باشد یا شوروى. ما باید از اول متوجه این معنا باشیم که خودمان هستیم، خودمان را گم نکنیم که اگر انسان نیست دیگر، یک کس دیگر باید ما را اداره کند. شماها باید اداره کنید، شماها که در استانها هستید و آقایان دیگر هم هستند در استانها، استانها را باید شماها اداره کنید و شماها اداره کنید. استانها را درستش بکنید و با قدرت درستش بکنید. این نقصى که پیدا مىکند و عرضه مىکند به مجلس، درست مىکند اینها را. در هر صورت آنچه موجب نگرانى بزرگ است این است که یک وقت نهضت ما شکست بخورد. شکست شخص چیزى نیست، کشتن شخص چیزى نیست، اما نهضت را ما کارى بکنیم که با اعمال ما این نهضت ما به هم بخورد!! ما باید یک کارى بکنیم. هر کس به کشورش اعتقاد دارد، به دیانتش اعتقاد دارد، به خدا اعتقاد دارد، امروز باید این را حفظش بکند و اختلافات جزئى که بین افراد است، این را کنار بگذارد و اینطور نباشد که تمام هم ما صرف این شود که او را کنار بزنیم و خودمان جلو بیائیم، این نباشد. همه ما هممان این باشد که صرف این شود که اگر کسى هم خلاف کرد، برادرانه به او بگویید و حالى کنید که این کار شما غلط بوده است، اگر باورش نیامد و دیدید آدم صحیح نیست، باید آنوقت به مقامات گفته شود تا جلویش را بگیرند.
در هر صورت این مرا نگران مىکند و من مدتهاست که براى این جهت نگرانم و به همه آقایان این نگرانى را گفتهام و ما نمىتوانیم با اشخاصى که داخل خود جمعیت ما هستند مبارزه کنیم. مبارزه با خارج، مبارزه با طاغوت خواهیم کرد. منظور، مبارزه کنید، ما نباید مبارزه با خودمان بکنیم، باید با هم تفاهم کنیم و با هم برادر باشیم. همه اهل یک مملکت و یک ملت و همه ما ارادت به اسلام داریم، اینطور نباشد که هر کدام بگوید ما اسلامى هستیم و دیگران نیستند. نخیر، همه ما اگر کارهائى که محول به خودمان است آن را به طور صحیح انجام ندهیم، ما اسلامى نیستیم، ما طاغوت هستیم. عین همان بود که کارها را بر خلاف مملکت خودش انجام مىداد. حالا هم اگر بنا باشد هر کدام در یک محلى بر خلاف مصلحت کشور خودمان آنچه در تهران، آنچه در شهرستان است اگر بنا باشد اینطور باشد باید ما کمر ببندیم به نابودى آن. نابودى که نهضت ما نابود نشود. خودمان نابود بشویم اشکال ندارد،