صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢
٧ - در ادارات دولتى باید همه از دولت برگزیده تبعیت کنند، در غیر این صورت شدت عمل لازم است. باید بى درنگ هر کس در هر ادارهاى که خواست اخلال کند او را اخراج و به ملت معرفى نمایند. من تعجب میکنم که چرا اولیاء امور از نیروى مردم غفلت مىکنند، مردم خود حساب ضد انقلاب را مىرسند و او را رسوا مىکنند.
٨ - مصادره اموال متجاوزین بکلى از طرف افراد غیر مسؤول و یا محاکم غیر صالحه شدیداً محکوم است. تمام مصادرات باید از روى موازین شرعیه با حکم دادستان و یا قضات دادگاهها باشد و هیچ کس حق دخالت در این گونه امور را ندارد. متخلفین باید شدیداً مواخذه شوند.
٩ - زمینها باید روى موازین شرعیه توزیع گردد و بعد از اثبات این موضوع، محاکم صالحه حق اخذ دارند. هیچ کسى حق تجاوز به زمین و یا مسکن و یا باغ کسى را ندارد و اصولاً اشخاص غیر مسؤول حق دخالت در این گونه امور را ندارند ولى اطلاعات خود را درباره زمین و مسکن و باغ طاغوتیانى که به ناحق اموال مردم را غصب نمودهاند به مسؤولین امور برسانند و اگر کسى بر خلاف موازین اسلامى و قانونى اقدامى بنماید شدیداً قابل تعقیب است.
١٠ - بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفین هر چه زودتر بیلان کار خودشان را بدهند تا مردم از فعالیت این دو نهاد انقلابى مطلع گردند. بنیاد مسکن باید روشن کند که چه میزان کار کرده است و بنیاد مستضعفین صورت اموال منقول و غیرمنقول طاغوتیان خصوصاً شاه و خاندان و دار و دسته کثیفش در سراسر ایران را به روشنى براى مردم بیان دارند و بگویند چه کردهاند، اموال شاه خائن را به چه کسانى دادهاند؟ آیا راست است که بنیاد مستضعفین، بنیاد مستکبرین گردیده است؟ اگر چنین است تصفیه ضرورى است و غفلت از این امر مهم حرام. باید این دو نهاد دقیقاً براى مردم شرح دهند که چرا از این سریعتر نتوانستهاند کار نمایند و اگر کسانى به اسم مستضعفین خلاف مىکنند، بر دادگاههاى سراسر ایران است که سریعاً اقدام نمایند.
١١ - باید انقلابى اساسى در تمام دانشگاههاى سراسر ایران بوجود آید تا اساتیدى که در ارتباط با شرق و یا غربند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمى شود براى تدریس علوم عالى اسلامى. باید از بدآموزى رژیم سابق در دانشگاههاى سراسر ایران شدیداً جلوگیرى کرد زیرا تمام بدبختى جامعه ایران در طول سلطنت این پدر و پسر از این بدآموزى بوجود آمده است. اگر ما ترتیبى اصولى در دانشگاه داشتیم، هرگز طبقه روشنفکر دانشگاهىاى نداشتیم که در بحرانى ترین اوضاع ایران در نزاع و چند دستگى با خودشان باشند و از مردم بریده باشند و از آنچه که بر مردم مىگذرد چنان آسان گذرند که گوئى در ایران نیستند. تمام عقب ماندگىهاى ما به خاطر عدم شناخت صحیح اکثر روشنفکران دانشگاهى از جامعه اسلامى ایران بود و متأسفانه هم اکنون هم هست. اکثر ضربات مهلکى که به این اجتماع خوره است از دست اکثر همین روشنفکران دانشگاه رفته اى که همیشه خود را بزرگ دیدند و مىبینند و تنها حرفهائى که مىزدند و مىزنند که دوست به اصطلاح روشنفکر دیگرش بفهمد و اگر مردم هیچ نفهمند، نفهمند زیرا دیگر چیزى که مطرح نیست مردمند و تمام چیزى که مطرح