صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٦
مىشوند. گفته مىشود که خروس، هم در عزا و هم در عروسى ذبح مىشود، ملتهاى ضعیف هم اینطورند. من هر دو جنگ بینالمللى را یادم هست و گمان ندارم هیچ کدام از شما جنگ بینالمللى اول را یادش باشد. ما در جنگ بینالمللى هم مشاهده مىکردیم، من کوچک بودم لکن مدرسه مىرفتم و سربازهاى شوروى را در همان مرکزى که ما داشتیم در خمین، من آنجا آنها را مىدیدم و مورد تاخت و تاز ما واقع شدیم در جنگ بینالمللى اول. جنگ بینالمللى دوم را بسیارى از شماها یادتان هست که ما مورد تاخت و تاز این سه قوه واقع شدیم، آمریکا، انگلستان، شوروى. سربازهاى آنها در همه کشور ما تقریباً پخش بودند. شوروى تقریباً از بیرون تهران تا خراسان، انگلستان در قم و آنجاها و کسان دیگر هم جاهاى دیگر. ما مورد تاخت و تاز بودیم به عنوان پل پیروزى. ما باید مورد تاخت و تاز بشویم تا آقایان پیروز بشوند بعد هم که پیروز شدند و حال صلح پیش آمد باز ما ذبح شدیم. کشورهاى ضعیف اینطورند، در حال صلح مورد تاخت و تازند و ذبح و در حال جنگ هم همین طور. ما حال صلحمان بدتر از حال جنگمان بود و در حالى که دنیا در صلح به خیال خودشان آرامش و صلح بود، این قواى بزرگ جنگ نداشتند، فرصت داشتند که همه چیز ما را از دست بدهند، ببرند، بگیرند از ما، ما در طول مدتى که انگلستان و آمریکا در اینجا دخالت مستقیم داشتند، هیچ چیز نداشتیم، نه فرهنگ ما یک فرهنگ سالم بود و فرهنگ خودمان بود، نه تربیت مىشد در دانشگاههاى ما اشخاصى که براى خود ملت باشند و به درد خود ملت بخورند و نه قواى نظامى ما از ما بود و براى ما بود و نه جهات اقتصادى ما مربوط به خودمان بود، تمام طرحهائى که ریخته مىشد از آنجا بود. شاه مخلوع در یکى از کتابهایش که بعد جمع کردند، این کلمه بود که بعد از اینکه این قواى ثلاثه آمدند و اجتماع کردند سرانشان در تهران، او نوشته است که اینها صلاح دیدند که من باشم، ما باشیم در ایران. بعد آنهائى که اطرافش بودند، لابد به او فهماندند که بد غلطى کردى. آن کتاب را با آن جمله را دیگر محو کردند و جمع کردند از قرارى که گفتند. این یک سندى است از زبان یک نفرى که در اینجا به طور ظلم سلطه داشت، این یک اقرارى است (که) از او به اینکه آنها من را در اینجا قرار دادند. قبل از او براى پدرش هم همین مسأله بود منتها آن را خود انگلیسها در رادیوى دهلى اقرار کردند، گفتند ما رضاخان را آوردیم در ایران و سلطنت به او دادیم لکن به ما خیانت کرد و او را بیرون کردیم. این هم اقرارى بود که انگلستان کرد آن هم اقرارى بود که همان کسى که دست نشانده خود آنها بود کرد. در یکى از صحبتهایش محمدرضا گفت که لیست وکلا را از سفارتخانه مىنوشتند و پیش ما فرستادند و ما ملزم بودیم که آنها را وکیل کنیم. ما، هم وکلا را با این کلمه مىشناسیم و هم محمد رضا را و دستگاههاى دولتى را با این کلمه مىتوانیم بشناسیم و هم آمریکا و شوروى و انگلستان را. اینها شواهدى است که هست.
ما نمىتوانیم صداى مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم
ما مىخواهیم ببینیم که این ملت چه مىگفتند. از اول که رضاخان سرکار آمد و مشغول به