صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٠
شناسائى خدا با اوست. به هیچ موجودى این مطلب صادق نیست. رب انسان را کسى نمىتواند بشناسد الا اینکه خودش را بشناسد و خودشناسى که دنبالش خداشناسى است حاصل نمىشود مگر براى اولیاء خدا. و گمان نباید بشود که اسلام آمده است براى اینکه این دنیا را اداره بکند یا آمده است فقط براى اینکه مردم را متوجه به آخرت بکند یا آمده است که مردم را آشناى به معارف الهیه بکند. محدود کردن هر چه باشد خلاف واقعیت است. انسان غیر محدود است و مربى انسان غیر محدود است و نسخه تربیت انسان که قرآن است غیر محدود است، نه محدود به عالم طبیعت و ماده است، نه محدود به عالم غیب است، نه محدود به عالم تجرد است، همه چیز است.
نوع انسان در خسارت است مگر آنان که در حصار ایمان و تربیت انبیا وارد مىشوند
مىگویند اول سورهاى هم که به پیغمبر وارد شده است اقرا باسم ربک است نگفته است اقرا باسم الله، نگفته است اقرا باسم الناس، فرموده است اقرا باسم ربک، یعنى رب رسول، یعنى آن که تربیت کرده است رسول اکرم را، یعنى خداى تبارک و تعالى به تمام اسماء و صفات، با تمام اسماء و صفات. اینکه رب رسول اکرم است، انسان کامل است، ذات مقدس حق تعالى با تمام اسماء و صفات است و اسماء و صفات حق تعالى احاطه بر تمام موجودات دارد و با یک تعبیر دیگر همه موجودات ظهور اسماء و صفات الهى هستند. و خداى تبارک و تعالى که امر مىفرمایند که اقرا باسم ربک یعنى به این اسمى که تمام اسماء و صفات در آن است و مربى به تمام معناى تربیت در عالم طبیعت، تربیت در عالم ماوراى طبیعت، تربیتهاى مناسب با عالم مجردات، با عالم جبروت، با تمام عوالم، این رب رسول است و پیغمبر هم مأمور است که قرائت بکند و اول چیزى که به او حسب این روایت امر شده است، امر به قرائت است و تعلیم و تربیت. کانه مىخواهد بفرماید که آن ربى که رب تو است و احاطه به همه موجودات دارد، تو باید قرائت کنى و تربیت کنى مردم را به آن راه، همان راه رب رسول، آن هم رب رسول خاتم. پیغمبر مأمورند که مردم را دعوت کنند به رب رسول، به رب رسول اکرم و رب رسول خاتم. و قرآن براى همین آمده است و اسلام براى همین آمده است که تربیت کند انسانها را که اگر تربیت برایشان نباشد، از همه حیوانات درندهتر و موذىتر است. انسان یک چنین موجودى است که اگر در تحت تربیت واقع نشود، هیچ حیوانى در عالم، هیچ موجودى در عالم به خطرناکى این موجود نیست و به موذیگرى این موجود نیست. همه انبیا که آمدند، براى تربیت این موجودند که اگر سر خود باشد عالم را به هم مىزند و مع الاسف انبیا هم موفق نشدند به اینکه مأموریت خودشان را تحقق بدهند.
والعصر ان الانسان لفى خسر عصر هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدى سلام الله علیه باشد یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدى و در عصر ما حضرت مهدى سلام الله علیه است. قسم به عصاره موجودات عصر، فشرده موجودات، اینکه فشرده همه عوالم است، یک نسخهاى است، نسخه تمام عالم. همه عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره است و خدا