صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٦
که این کار را کرد. مردم براى خدا این کار را کردند. وقتى خدا آمد در بین مردم، یعنى مردم شدند دست خدا، وقتى براى خدا کار کردند و مشتها گره شد براى خدا و الان هم همین طور انشاء الله هست و تا آخر باشد. خوب، آنى که باید هدف قرار بدهند، باید اسلام باشد، و آنهائى که به اسلام نزدیکند، آنهائى که احکام اسلام را مىخواهند براى مردم بگویند، آنها را باید هدف قرار بدهند تا کم کم این محتوائى که انقلاب دارد، از آن بگیرند، وقتى محتوا از آن گرفتند و یک ظاهرى بى محتوا شد، ضربه آخر را بزنند. ضربه آخر اینکه برگردانند مطلب را به همان مسائل اول با یک صورت دیگرى، البته با برگشت مثلاً شاه و اینها، نیست، این مطرح نیست پیش آنها، مطرح این است که اسلام نباشد هر چه مىخواهد باشد، الان هم همین قشرهاى بعضى از این روشنفکرها مىگویند این مجلس ملى باشد، مجلس شوراى ملى، چون اسمش توى قانون، ملى بوده، از اسلام مىترسند، مجلس اسلامى نباشد، شوراى اسلامى نباشد، اینها نه اینکه ملىاش را مىخواهند، اسلامىاش را مىخواهند نباشد، در صورتى که در قانون همچو مادهاى ندارد که مجلس شوراى ملى، همچو چیزى در قانون نیست. بله گفتهاند از باب اینکه اسم باید ببرند یک چیزى را، مجلس شوراى ملى گفتهاند، اما نه اینکه قرار دادهاند که اسم این مجلس شوراى ملى، در ضمن مثل اینکه بگویند مثلاً در مجلس شورا، بگویند که در کاخ سنا چطور شده، این معنایش این نیست که الان قانون اسلامى ما کاخ سنا خواسته درست کند، این اسمى بوده آنوقت گفتند حالا باید مجلس شوراى اسلامى باشد. اینها حتى از اسم اسلام هم مىترسند، هى نق مىزنند که نه، ملى، ملى اینها نه این است که من باب اتفاق اینجور شده است که هر وقت شما خواستید یک مطلبى را درست کنید، یک اجتماعى درست کردند و به هم ریختند همه چیز را، اذهان را از یک جائى بردهاند به یک جاى دیگرى، اینها مىخواهند اذهان ملت را از این مسیرى که خودش دارد برگردانند به یک مسیر دیگرى، به یک راه دیگرى، هر جا، هر راهى مىخواهد باشد. یک غائله یک جائى درست مىکنند که مردم متوجه بشوند ولو حالا یک ماه متوجه بشوند. یک غائله اى درست مىکنند که ولو یک ماه مردم متوجه به آن غائله بشوند، لعل بشود در این یک ماه، کارى کرد.
شناسائى دشمنان اسلام از طریق عملکرد آنان
باید متوجه باشید، باید شما دشمنتان را بشناسید، اگر نشناسید، نمىتوانید دفعش بکنید. دشمن شما، آنها هستند که از روز اولى که جمهورى اسلامى آمد توى کار، یا تحریم کردند رأى دادن را، یا رفتند صندوقها را آتش زدند و بعضى از صندوقها را که توانستند، آتش زدند یا شکستند. آنهائى که تحریم کردند جمهورى اسلامى را، حالا آمدهاند جمهورى اسلامى شده اند، آنهائى که آتش مىزدند صندوقهاى آراء مردم را، براى جمهورى اسلامى حالا آمدهاند طرفدار شده اند. این طرفدارى نیست، این یک حقه بازى است به صورت طرفدارى. اگر بخواهند بگویند من به اسلام کار ندارم و من ضد اسلامم خوب، مىدانند که مملکت ایران اسلام است و نمىگذارد که اینها کارى بکنند، چاره