صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٩
و چون اینها را قشرى مىدانند که خدمتگزار نگهدار اسلام هستند به اینها حمله مىکنند. اگر یک بهانهاى روحانیت دست اینها بدهد، اسباب این شود که یک مطلب کوچک را بزرگ بکنند، آن هم اگر از یک نفر صادر شده باشد، به مطلق روحانیین نسبت بدهند اگر در این کمیتههاى شما خداى نخواسته یک امرى واقع بشود که بر خلاف موازین اسلامى است، مىگویند که آخوندها کمیتهها را گرفتهاند و مشغول کارهاى مثلاً خلاف هستند. نمىگویند که فلان آدم اینطورى است، مىگویند روحانیت اینطورى است. آنهایى که مىخواهند بشکنند روحانیت را و نمىتوانند ببینند که روحانیین مشغول اصلاح امور هستند و دیدهاند که تاکنون آنها بودهاند و هیچ کارى نتوانسته بکنند، حالا که روحانیین آمدهاند و سرتاسر ایران روحانى و کسانى که بسته به روحانیین هستند، مثل پاسدارها و امثال اینها و کمیتهها و همه قشرهاى فعال، این اشخاصى که روشنفکر غربزده هستند، چون دیدند آنها نتوانستهاند هیچ وقت یک کار مثبت صحیح بکنند، حزب نتوانستند یک کارى انجام بدهند، حالا که این قشرهاى اسلامى و روحانى، این قشرهائى که براى خدا بپا خاستند و جان خودشان را براى خداوند دارند فدا مىکنند، اینها دارند حفاظت از اسلام مىکنند، اینها به واسطه اینکه براى خودشان یک کمبودى متوجه شدند مشغول فعالیت شدند که این قشر را، چه روحانى، چه پاسدار، چه کمیتهها و چه سایرین بشکنند که آن چیزى را که خودشان نتوانستند و اینها توانستند، اینها را ناتوان عرضه بکنند. امروز روحانیت و سایر قشرهاى ملت مسؤولند در مقابل خدا که حفظ کنند آبروى اسلام را، حفظ کنند آبروى انقلاب را، حفظ کنند آبروى نهضت را و این مسؤولیت بزرگى است، خدمت شماها خدمت بزرگى است و مسؤولیتتان بزرگتر، باید متوجه باشید.
شما قصدهاى خودتان را براى خدا خالص کنید که این عبادت است
خداى تبارک و تعالى حاضر است همه جا، شما باید حاضر بدانید او را، در حضور خداى تبارک و تعالى خداى نخواسته چیزى که بر خلاف مشیت اوست، بر خلاف دستور اوست عمل نکنید. به راه اسلام باشید، براى اسلام خدمت بکنید تا اگر خداى نخواسته شکست خوردیم، به شهادت رسیدیم، براى اسلام باشد و شهید باشیم و اگر انشاءالله پیروز شدیم، اسلام را پیروز کرده باشیم و سرفراز باشیم در همه جا و اسلام را در همه جاى دنیا، در همه کشورها، اسلام را پیاده کنیم و بیرق اسلام را به اهتزاز در آوریم. آقایان عزیز من! متوجه جهات مادى نباشید. شما نهضت که کردید براى شکم نهضت نکردید، شما خون دادید، نه براى اینکه پستى پیدا بکنید، در ذهن شما اینها نبود. شما آنوقت که در میدانها مىرفتید و در خیابانها مىرفتید و با توپ و تانک مواجه مىشدید اصلاً در فکر این نبودید که ما پیش ببریم تا بشویم رئیس یک چیزى، تا بشویم داراى کذا. شما براى خدا بود و پیش بردید، براى خدا باشد و به پیش بروید. اگر یک کمبودى مادى براى شما باشد، اعتنا به آن نکنید براى اینکه شما براى مادیات قیام نکردید و براى مادیات عمل نمىکنید، همانطورى که در صدر اسلام آنهائى که سربازان اسلام بودند براى خدا کار مىکردند، با یک