صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٤
دانشگاهى که تربیت کرده باشد جوانان ما را نداشتیم و نداریم. همین شاهد است بر اینکه جوانهاى ما تربیت صحیح نشدند و از آن طرف دنبال تحصیل نیستند، تمام عمرشان را صرف شعار مىکنند و صرف تبلیغ سوء باطل، طرفدارى از آمریکا، طرفدارى از شوروى. ما مىخواهیم که جوانان ما، جوانان مستقل باشند و خودشان را ببینند، احتیاجات خودشان را ببینند شرقى نباشند، غربى نباشند. اینهائى که راه افتادند در خیابانها یا در خود دانشگاهها و درگیرى ایجاد مىکنند و زحمت براى دولت و ملت ایجاد مىکنند، اینها اشخاصى هستند که طرفدار غرب یا شرقند و به عقیده من طرفدار غربند، طرفدار آمریکا هستند. ما که امروز با آمریکا در قبال هم ایستادیم، در قبال این ابرقدرت ایستادیم و احتیاج به این داریم که جوانهاى ما هم در قبال آنها بایستند، جوانهاى ما در مقابل خودشان مىایستند و براى آمریکا کار مىکنند. ما مىخواهیم دانشگاهها را طورى کنیم که جوانهاى ما براى خودشان و براى ملتشان کار کنند. این آقایانى که اشکال مىکنند در این معانى و کنار نشسته و اشکال مىکنند، اینها گمان مىکنند که اعضاى شوراى انقلاب نمىفهمند به اینکه معنى اسلامى کردن این نیست که دوتا در همه علوم دو قسم ما داریم، یک قسم هندسه اسلامى داریم، یک قسم هندسه غیر اسلامى. اشکال مىکنند نمىدانند که اعضاى شوراى ما که بعضى از آنها دکتر هستند و بعضى از آنها مجتهد هستند، نمىفهمند اینها که علوم اسلامى جائى دارد در مدارس قدیمه هست و اینجا جاى علوم دیگر است؟ لکن باید دانشگاه اسلامى بشود تا علومى که در دانشگاه تحصیل مىشود در راه ملت و در راه تقویت ملت و با احتیاج ملت همراه باشد. ما مىگوئیم که برنامههائى که در دانشگاهها هست، منتهى مىکند جوانان ما را به اینکه طرف کمونیسم کشیده بشوند یا طرف غرب و نباید اینطور باشد. ما مىگوئیم که جوانان ما را این معلمینى که یا اساتیدى که در دانشگاهها بودند بعضى از آنها که هستند، نمىگذارند تحصیل حسابى بکنند، آنها را متوقف مىکنند، مانع از پیشرفت آنها هست، در خدمت غرب هستند و مىخواهند ما در همه چیز محتاج به غرب باشیم.
معنى اسلامى شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند
معنى اسلامى شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگى به شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم. عزیزان من! ما از حصر اقتصادى نمىترسیم، ما از دخالت نظامى نمىترسیم، آن چیزى که ما را مىترساند وابستگى فرهنگى است، ما از دانشگاه استعمارى مىترسیم، ما از دانشگاهى مىترسیم که جوانهاى ما را آنطور تربیت کنند که خدمت غرب بکنند، ما از دانشگاهى مىترسیم که آنطور جوانهاى ما را تربیت کنند که خدمت به کمونیسم کنند ما مىخواهیم که دانشگاه ما مثل اشخاصى که (بعضى از این اشخاصى که) اشکال به این مسأله کردند، نباشند. اینها نمىفهمند معناى استقلال و معناى اسلامیت دانشگاه را.
من آن چیزى را که شوراى انقلاب و رئیس جمهور گفتهاند راجع به تصفیه دانشگاه و راجع به