صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨١
دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشههائى است که مستعمرین کشیدهاند که مسلمین با هم مجتمع نباشند. در عراق، حکومت عراق، حکومت سابقتر از این حکومت، - که این بدتر از آن است - اینها طرح مىکردند که ما مىخواهیم مجد بنىامیه را احیا کنیم در مقابل اسلام. اسلام که آمده بود همه مجدها را فانى کند در مجدالله، اینها مىگفتند ما مجد بنىامیه را باید احیا کنیم و این چیزى نبود که شعور اینها برسد، تلقینى بود که ابرقدرتها مىکردند که اسلام متفرق بشود، مسلمین با هم متفرق بشوند، دشمن هم بشوند. در ایران از سالهاى طولانى اشخاص بى اطلاع از اساس مسائل، ولو فرض کنید بعضىشان مغرض نبودند، اینها هم هى طبل ملیت را کوبیدند، همان ملیتى که مىخواست اساس اسلام را در ایران برچیند.
اسلام آمده است که همه نژادها به هماند، مثل دندههاى شانه مىمانند، هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادى بر دیگرى و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگرى فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست، فضیلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اینها تبلیغاتى بوده است که، تلقیناتى بوده است که از ابرقدرت که مىخواستند ما را بچاپند شده است و مع الاسف بعضى اشخاص مسلمان صحیح هم، باورشان آمده است. در چندین سال قبل محتمل است، گمان مىکنم زمان رضاخان بود یک مجمعى درست کردند و یک فیلمهائى تهیه کردند و یک اشعارى گفتند و یک خطابههائى خواندند براى تأسف از اینکه اسلام بر ایران غلبه کرده، عرب بر ایران غلبه کرده. شعر خواندند، فیلم به نمایش گذاشتند که عرب آمد و طاق کسرى را، مدائن را گرفت و گریهها کردند. همین ملىها، همین خبیثها گریه مىکردند، دستمالها را درآوردند و گریه کردند که اسلام آمده و سلاطین را، سلاطین فاسد را شکست داده و این معنا در هر جا به یک صورتى به ملتها تحمیل شده است. در ممالک عربى، عرب باید چه باشد. این تلقین است، این مخالف با قرآن است. در ممالک غیر عربى هر کدام خودشان را باید، ملت خودشان باید جلو باشد این برخلاف تعلیمات اسلام است، این آنى است که این ابرقدرتها آرزویش را مىکنند و کردند و عمل کردند. وقتى اینها غلبه کردند، در جنگ دوم غلبه کردند بر عثمانى، عثمانى را تکه تکه کردند، شاید قریب پانزده تا کشور کردند و هر کدام یک نوکرى از خودشان بالاى سرش گذاشتند، مع الاسف آنهائى که اساس مطلب را مطلع نبودند، آنها هم این مسائل را اهمیتى به آن نمىدادند و الان هم نمىدهند.
ما تا به اسلام برنگردیم، مشکلاتمان سر جاى خودش هست
مشکل ما الان دولتهاى ماست، مشکل اسلام دولتهاى اسلامى هستند، این مشکل باید حل بشود. اگر دولتهاى اسلامى به خود بیایند و گرایش کنند به اسلام و از عربیت برگردند به اسلامیت و از ترکیت برگردند به اسلامیت، حل مىشود مسائل، و اگر چنانچه آنها نکنند، این مشکل هست تا وقتى سایر کشورها مثل ایران بشوند. ایران با مشت، این مشکل را حل کرد و باید همه کشورها با مشت