صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٠
است. این را همه به نام اسلام بشناسندش به اینکه لازم است اطاعت از او بکنند. حالا مثل زمان طاغوت نیست که اگر خواستم اطاعت مىکنم، اگر هم ظاهرى نخواستم در باطن اطاعت نکنم. حالا مسأله، مسأله اسلام است. اسلام باطن و ظاهر همه را دارد مىبیند، خداى تبارک و تعالى محیط باطن و ظاهرها هست، آنى هم که در باطن مخالفت بکند، آن هم مخالفت خدا را کرده است. این هم یکى از مسائل مهمى است که در ارتش و در سپاه پاسداران و در همه قواى انتظامیه و قواى مسلحه، در همه اینهمه باید مراعات بشود.
یکى از مسائل مهم هم این است که گاهى در بین همین پاسداران انقلاب که من اینها را بسیار دوست دارم و بسیار به آنها محبت دارم و من از آنها متشکرم و ملت ایران اصل هر چه دارد از این سنخ جمعیت دارد، گاهى اینها در بینشان اشخاصى نفوذ مىکنند یک کارهایى انجام مىدهند که موجب هتک حرمت سپاه پاسداران است مثلاً مىروند خودشان یک چند نفرى حالا تشخیص دادند که آنجا فلان آدم، بدآدمى است، مىروند مىگیرندش، مىروند فرض کنید باغش را مىگیرند، مىروند زمینش را مىگیرند اینطور کارها اسباب این مىشود که مشوش کند امور را. این برخلاف نظام اسلام است، بر خلاف نظام عرض مىکنم جمهورى اسلامى است. اینطور چیزها باید جداً جلویش گرفته بشود که پاسدار بدون امر دادستان کل، بدون امر عدلیه نتواند دخالت بکند در امور، نرود دخالت بکند در امور. اینطور نباشد که حالا ببیند یک قدرتى دارد هر کارى دلش مىخواهد بکند. این معنى هرج و مرج و طاغوتى معنایش همین است که بىنظم و بىانضباط یک کارى را انجام بدهد. این هم یکى از مهماتى است که شما باید در سپاه پاسداران با جدیت و همراهى با ایشان که در آنجا هستند و سایر اشخاصى که در آنجا هستند و با شما همکارى مىکنند، جداً از این مسأله در سرتاسر ایران جلوگیرى بکنید یعنى اگر یک پاسدارى یا پاسدارانى رفتند در یک جائى و بدون در دست داشتن حکم مثلاً دادگاهها بروند خودشان خودسر، زمینى بگیرند، باغى بگیرند، مالى تصرف کنند، اشخاصى را - عرض بکنم - بازداشت بکنند، این باید ازشان بازخواست بشود و خواسته بشوند آنها و تأدیب بشوند آنها.
بنابراین اگر بخواهند مملکت ایران یک مملکتى باشد که بتواند روى پاى خودش راه برود و بتواند انشاءالله آتیه خودش را به طور شایسته انجام بدهد و اصلاح بکند، اول باید این قواى مسلح تحت نظم بیایند و تحت انضباط بیایند، چه آنهایى که در سپاه پاسداران واردند و چه آنهایى که در سایر قواى چیز، اینها باید تحت نظام بیایند، تحت انتظام بیایند و شرعیت خودشان را حفظ بکنند و اسلامیت خودشان را حفظ بکنند تا انشاءالله کارها انجام بگیرد. و باز هم تکرار مىکنم این را که همکارى قواى انتظامیه، از واجبات شرعیه است و متفرق شدنشان خلاف شرع است یعنى هر کسى علیحده بخواهد چه بکند ممکن است که البته نظر مختلف یک وقتى باشد اما باید بنشینند، رؤسایشان بنشینند با آن اشخاصى هم که من نماینده دارم در آنجا بنشینند، اگر یک اختلاف نظرى دارند، حل بکنند. اینطور نباشد که یک وقت یک صدایى اگر درآید ببینیم پاسدارها یک کارى انجام دادند