صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢١
باشد. در اسلام این مطرح است، وقت ازدواج چه وقت باشد، بعد از ازدواج چه روابطى بین زن و مرد باشد، وضع زندگى زن و مرد با هم چه جور باشد. وقتى زن و مرد با هم خلوت مىکنند وقت این خلوت چه وقت باشد.
همه اینها براى این است که مىخواهد، مقصد عالى اسلام و همه مکتبهاى توحیدى این است که انسان درست بشود، این انسان اگر چنانچه سر خود باشد و مهار نداشته باشد، از همه حیوانات درندهتر و موذىتر است. شما مىبینید که این جنایاتى که الان بر بشر واقع مىشود از طرف قدرتهاى بزرگ که به خیال خودشان اینها تربیت شده هم هستند، این جنایاتى که از طرف این دولتها بر بشر و بر همجنس خودشان وارد مىشود و در طول تاریخ از هیچ حیوان درندهاى واقع نشده است. حیوان درنده هم طعمه مىخواهد آن طعمه که دستش آمد و شکمش سیر شد دیگر نمىخواهد یک عده از حیوانات را استثمار کند و تحت سلطه در مىآورد. این انسان است که سیر نمىشود، این انسان است که هواهاى نفسانیهاش آخر ندارد. اگر چنانچه یک مملکت را به او بدهند، دنبال یک مملکت دیگر است آن مملکت را هم که گرفت دنبال یکى دیگر است اینطور نیست که حدود داشته باشد آمال انسان، هر چه که یافت دنبال این است که آنچه را که نیافته او را هم بیابد، انسان اگر به حال خودش باشد در شهوت غیر متناهى است آمالش، و در غضب هم غیرمتناهى است و در حس سلطهجوئى هم غیرمتناهى است. شما گمان نکنید که اگر منظومه شمسى را تمامش را یک انسانى به دست بیاورد باز بنشیند که خوب، بس است و مىگوید یک منظومه دیگرى برویم ببینیم چه خبر است. شما مىبینید که الان دنبال این هستند که به مناطق دیگرى که غیر زمین است، به سیارات دیگر هم دست یابند اینطور نیست که اگر دست یافتند به یک سیارهاى، دنبال سیاره دیگر نباشند اینطورى انسان خلق شده است، غیرمتناهى در غضب، غیر متناهى در شهوت، غیر متناهى در خودخواهى. هیچ چیز انسان را سیر نمىکند مگر اینکه تربیت بشود که با این تربیت به منتهاى سیرى که در این سیر آن منتها تمام چیزهائى است که انسان مىخواهد و آن رسیدن به کمال مطلق، به کمال مطلق اگر رسید این طمانینه برایش حاصل مىشود، اطمینان قلوب به رسیدن به خداست، به غیر او هیچ آرام نیست قلوب، خودشان هم ملتفت نیستند که این نفس توجه به کمال مطلق دارد، منتها کمال را گم مىکنند، نفس انسان متوجه به این است که برسد به کمال مطلق، تشخیص اینکه این کمال است، آن کمال است اشتباه در اینجاهاست. یک کسى علم را کمال مىداند، دنبال علم مىرود، یک کسى قدرت را کمال مىداند، دنبال قدرت مىرود، همه اینهائى که دست و پا مىزنند در دنیا، دنبال این هستند که کمال مطلق را پیدا کنند، همه دنبال این هستند خدا را پیدا کنند، متوجه نیستند خودشان.
اسلام هادى انسانهاى سرگردان به سوى کمال مطلق و نور
اسلام آمده است راه را نشان بدهد، سرگردانىها را از بین مىبرد و راه را نشان مىدهد که از این راه باید رفت، اسلام نیامده است که سلطه پیدا کند بر این مملکت و آن مملکت و آن مملکت، اصلاً