صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٧
ندارند جز اینکه بگویند که ما هم اسلامى هستیم، لکن ما اعمالشان را باید ببینیم چطورى است، غائلههائى که بپا مىکنند، باید ببینیم چه جورى است، از اول تا حالا غائله بپا کردند، این گروههاى مخالفى که هر کدام یک اسمى براى خودشان درست کردهاند هى غائله بپا کردند که نگذارند شما آن مسیرى را که باید بروید، آن صراط مستقیمى را که باید بروید، آن چیزى را که خداى تبارک و تعالى پیش پاى شما گذاشته است باید بروید نگذارند این کار بشود. آنهائى که وقتى محمدرضا در اینجا بود در دربارش خدمتگزار بودند، حالا ضد محمدرضا شدهاند، این ضدیت نیست، این ضدیت براى این است که بازى بدهند من و شما را که ما خیال کنیم اینها اسلامى هستند، و یا بیطرف بشویم نسبت به آنها یا طرفدار بشویم. توانستند که جوانهاى پاک و صاف و صحیح ما را گول بزنند با تبلیغاتى که بلدند و خوب هم بلدند. باید توجه داشته باشد این ملت که گول نخورد از اینهائى که براى اسلام دارند سینه مىزنند، ببینند اعمالشان چیست، ببینند اینهائى که مىگویند اسلام، آیا در عمل هم اینطورى هستند یا یک سنگر بندهائى هستند که با اسم اسلامى مىخواهند از بین ببرند اسلام را و لعل دزدهاى سرگردنه هم اسم اسلام روى خودشان مىگذارند لکن دزدى مىکنند. باید ما با اسم گول نخوریم بلکه ببینیم چه مىکنند، ببینیم سابقه اینها چى هست، ببینیم کتابهایى که اینها مىنویسند محتوایش چى هست، ببینیم تبلیغاتى که اینها مىکنند چه تبلیغ مىکنند، به مجرد اینکه بگویند من مسلم هستم که فایده ندارد با ادعا. الان همه مىگویند ما مسلمیم، همه مىگویند ما انقلابى هستیم، کسى نیست که بگوید من انقلابى نیستم، هر کس مىگوید من انقلاب را درست کردم. این ملت بیچاره ما، این ملت بزرگ ما، این ملتى که با دست خالى رفت توى میدانها و توى خیابانها و مشتش را پر کرد و مخالفت کرد با رژیم سابق و با همه ابرقدرتها و مطلب را به اینجا رساند، حالا من آمدهام مىنشینم مىگویم من رهبر شما. تو غلط مىکنى که هستى، یا آن مىگوید که نه، ما این کار را کردیم، آخر کجا این کار را کردید؟ اگر یک دزدى را یک جایى کشتند و از طایفه شما بود، آنوقت شما مىشوید انقلابى؟! باید ببینیم چکارهاند این جمعیتهایى که افتادهاند توى این مملکت و دارند خرابکارى مىکنند و مع الاسف بعضى از اشخاص هم که متوجه این مسائل نیستند، یکوقت آدم مىبیند که طرفدارى از اینها کردند یا یک چیزى گفتند که آنها از آن طرفدارى استفاده کردند. اینها گول مىزنند، همه را گول مىزنند. اینها مىخواستند من را گول بزنند، من نجف بودم، اینها آمده بودند که من را گول بزنند، بیست و چند روز بعضىها مىگفتند بیست و چهار روز من حالا عددش را نمىدانم بعضى از این آقایانى که ادعاى اسلامى مىکنند، آمدند در نجف، یکىشان بیست و چند روز آمد در یک جایى، من فرصت دادم به او حرفهایش را بزند، او به خیال خودش که حالا من را مىخواهد اغفال کند، مع الاسف از ایران هم بعضى از آقایان که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند خداوند رحمتشان کند آنها هم اغفال کرده بودند آنها را آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند. بعضى از آقایان محترم، بعضى از علماء، آنها هم به من کاغذ نوشته بودند که اینها انهم فتیه قضیه اصحاب کهف، من گوش کردم به حرفهاى اینها که