صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٨
تاریخ: ٢٤/٣/٥٩
بیانات امام خمینى در جمع اعضاى جهاد سازندگى
بسم الله الرحمن الرحیم
من از زحمتهاى طاقت فرساى شما آقایان و خواهران مطلع شدم. آنچه که از دست من بر مىآید این است که به شما خواهران و برادران دعا کنم امید آن دارم که همه در درگاه خداى تبارک و تعالى روسفید باشید و خدمتهاى شایان شما که با رنج و با فعالیتهاى زیاد انجام گرفته، مورد نظر خداى تبارک و تعالى و امام عصر علیه السلام باشد. آنچه که این زحمتها و رنجها را آسان مىکند و تسلیت به انسان مىدهد این است که اینها براى خداست. آنهائى که سالهاى طولانى براى خدمت به طاغوت با ملت ما آن کردند که همه مىدانید آنها زندگىهایشان بر فرض اینکه خیلى مرفه و طاغوتى بود لکن هم در دنیا مارک طاغوت و خیانت به جبینهایشان زده شد و هم در پیشگاه خدا که مىروند به جزاى خودشان مىرسند. جزاى بعضى از اشخاص در اینجا اصلاً امکان ندارد، مثل نصیرى و امثال او که هزاران خانه را بىصاحب کردهاند و هزاران پدر و مادر را بدون جوان.
من امیدوارم که این زحمت که جوانان مىکشند، نظیر همان جوانهائى که در صدر اسلام زحمت مىکشیدند که دنبال این نبودند از مردم اجرتى بگیرند. گاهى همین لشکرهائى که در صدر اسلام بودند، آنقدر فقیر بودند که شبانه روز با یک خرما در حال جنگ زندگى مىکردند و گاهى هم از این بدتر مىشد، ولى خدمت مىکردند براى اسلام و اسلام را عظمت و گسترش دادند و حالا نوبت ماهاست، پاسدارهاى ما و شما آقایان هم از اینکه در اینجا جبرانى نمىشود ابداً افسرده نباشید، اعمالى که براى خداست جبران ندارد جز آنچه خدا مىدهد. یک عمل صالحى که براى خدا باشد همه این دنیا هم جبران آن نیست.
الان کشور مال خود شماهاست و آقا بالاسر ندارید. در ظرف این پنجاه سال همه ما در اسارت بودیم و همه دیدیم از اولى که رژیم منحوس آمد روى کار، من یاد دارم که چه تلخىهائى از این رژیم به ملت شریف ما رسیده است. مأمورهاى آنوقت اصلاً از انسانیت به دور بودند، از یک حیوان جنگلى هم بدتر. در آنوقت مملکت از ما نبود فقط نوکرى در اینجا گذاشته بودند، - مثل اینکه هم اکنون یک نوکرى در عراق و یک نوکرى هم در مصر دارند - که هر کار مىخواستند انجام مىداد و ملت ما را به فقر و فلاکت مىکشید و تمام ثروت این ملت را به جیب آمریکائىها و انگلیسىها و دیگران مىریخت.
(امام در پایان سخنانشان از زحمات این گروه تشکر کرده و موفقیت آنان را خواستار شدند).