صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٠
برویم سراغ کارهاى خودمان، نه، ما پیروز نشدهایم، باز ما مورد تهدید اقتصادى و نظامى بزرگترین امپراطورىهاى دنیا هستیم و آن امریکاست که قضیه رئیس جمهور نیست، قضیه امپراطورى است، قضیه استبداد است. ما الان در مواجهه با یک همچو قدرتى هستیم و سایر قدرتها، ما در این طرفمان یک قدرت واقع شده، آن طرف یک قدرت، آن طرف یک قدرت و همه هم مىخواهند وضع ایران را از اینکه هست به هم بزنند. ما پیروز نیستیم الان، پیروزى ما آن روزى است که ایران و انشاءالله سایر ممالکى که مستضعفین دربند هستند همه رها بشوند و این ریشههاى فاسدى که بین مردم افتادهاند و مىخواهند آنها را از جمهورى اسلامى و از اسلام دلسرد کنند اینها هم با قدرت شماها از بین بروند، آنوقت پیروز هستیم و آنوقت هم باید با هم باشیم.
مسلمین باید در مقابل آسیبها ید واحده باشند
مسلمین به حسب دستور خداى تبارک و تعالى یده واحده نه دو تا دست، ید واحده على من سواهم همه مثل اینکه یک دستیم، باز دو دست هم نفرموده است براى اینکه دو دست هم ممکن است این از این طرف برود، این از آن طرف، دست واحد همهشان مثل دست واحد مىمانند، مسلم اینطورى است و اگر چنانچه مسلمین اینطور باشند که آنطور وحدت با هم داشته باشند که مثل یک دست باشند، ید واحده باشند، این دیگر آسیب بردار نیست آسیب از داخل خود آدم، داخل خود ملت و کشور بر ما وارد مىشود و بر شما، از خارج هیچ ترسى نداشته باشید، از داخل خودمان بترسید، از اینکه با توطئهها شماها را از هم جدا کنند و شماها را از پاسدارها و پاسدارها را از شما و ژاندارمرى را از دیگران و شهربانى را از دیگران و ملت را از آنها. این آسیب یک آسیب بزرگى است که خود به خود، ما تحلیل مىرویم ولو اینکه از خارج هم به ما حملهاى نشود و نمىشود، این آسیب، آسیب مهم است.
از وسوسههائى که در داخل مىشود غفلت نکنید
و شیاطین شروع کردند از اینجا شروع کردند. آن هیاهوى خارجى احتمال بدهید که براى اغفال ما از داخل باشد، آن هیاهو که در خارج مىکنند و آن تهدیداتى که از خارج مىکنند احتمال بدهید که براى این باشد که ما جهت را گم کنیم و متوجه به خارج بشویم، از داخل غفلت بکنیم. از داخل غفلت نکنید و از وسوسههایى که در داخل واقع مىشود، در داخل مثلاً پادگانها، در داخل ارتش و ژاندارمرى، که مانع مىشود از اینکه یک نظم صحیحى در کار باشد از این بترسید، از اینکه بین خود ارتش اختلاف باشد و آن بگوید صاحب منصب اوست، آن بگوید او و آن بگوید او، که هرج و مرج درست بشود، از این بترسید که یک ارتش را متزلزل مىکند، نظام از دست گرفته مىشود.