صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٦
خدا قرار داده، بفهمیم ولى ما خداست یا ولى ما طاغوت است، ما داریم خدمت به شیطان مىکنیم یا خدمت به خدا مىکنیم. ما که داریم درس خوانیم، براى خدا درس مىخوانیم یا براى هواهاى نفسانیه که همان شیطان است. ما که داریم فتوا مىدهیم، براى خدا فتوا مىدهیم یا براى هواهاى نفسانى که همان شیطان است. ما که در ادارات کار مىکنیم، براى خدا کار مىکنیم یا براى هواهاى نفسانیه که همان طاغوت است و شیطان است. این محکى است که خدا قرار داده. برادرها! اینجا یک منزلى است که شما هستید، از این منزل باید بروید، این خرقه را باید تهى کنید، زود و دیر دارد اما اینطور نیست که نباشد، هست، ممکن است یکى صدسال هم زنده باشد لکن خواهد رفت. آیا وقتى مىرود در نور وارد مى شود، یا در ظلمت؟ میزان همین جاست. شما که پاسدارهاى اسلام هستید و رفقایتان پاسدار اسلام هستند، ببینید که اغراض هست که شما را وادار کرده به اینها و هر روز یک بهانهاى مىگیرند و یک کار مثلاً خداى نخواسته مىکنید یا نه شما یک راه مستقیم را، یک صراط مستقیم را دارید مىروید، انحراف از این طرف و آن طرف نیست؟ صراط مستقیم آن صراطى است که یک طرفش اینجاست و یک طرفش خداست، مستقیم که راه صاف است، هر انحرافى از هر طرف، انحرافى است که انسان را از راهش باز مىدارد و مىکشدش به طرف ظلمتها.
ولایت خدا و روحیه الهى زاییده از نهضت را حفظ کنید
شما کوشش کنید که اغراضتان را کم کنید حتى الامکان تا انشاءالله موفق بشوید که اغراض در شما بمیرد، شما خدمت براى اسلام مىخواهید بکنید، از اول هم همین طور، وقتى که این نهضت و این انقلاب اسلامى بپا شد همه گروههائى که در ایران بودند (الا آن منحرفهائى که همیشه منحرفند) اینها همین طور به طور خودکار، هیچ کس نیامد به شما بیخ گوشتان بگوید بیا برویم چه، خودتان اصل فهمیدید که باید این راه را رفت، این راه، راه خداست، شما یک مرتبهاش را طى کردید و او اینکه موانع را که براى پیشرفت اسلام بود و براى پیشرفت احکام اسلام بود، از بین برداشتید، البته بعضى موانع هست اما مهمش را از پیش برداشتید و همهتان با هم، همه اهالى این مملکت با هم یکصدا شدند و در آن حالى که همه با هم یکصدا مشغول به فداکارى بودند، هیچ طاغوت در کار نبود، الله بود، یک تحول عجیب معجزه آسایى در شما و در سایر قشرهاى ملت پیدا شده بود که اصلا" فکر اینکه ما یک مقامى داشته باشیم یا این کار را مىکنیم براى مقامى، این کار نبوده است. آن کسى که با مشت گره کرده جلوى تانک مىرود و زیر تانک مىرود این براى مقام دیگر نیست، این براى خداست. آن کسى که بدون اسلحه حمله مىکند به اسلحه دارهائى که آنها بدون ملاحظه مىزنند، این دیگر براى این نیست که برسد به یک نواى دنیائى، دارد جانش را مىدهد، کسى که از دنیا مىخواهد بگذرد، دیگر نمىشود براى دنیا باشد. در آن تحول همهتان، تقریباً همه آنهائى که در میدان وارد بودند زنها، مردها، بچهها، بزرگها، زنها با بچههاى کوچکى که در آغوششان بود، در آن حال هیچ ابداً شبهه شیطانى نبود، هیچ آمال شیطانى توى آن نبود، آن حالتان را یاد بیاورید. آن حالى که بالاى پشت بامها مىرفتید و الله اکبر