صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٩
تکلیف بر حرکت در مسیر خدا بدون خوف از چپ و راست
و شماها هم من امید این را دارم که چهرههاى نورانى که در مقابل من واقع شدهاند بدانند که در پیشگاه خداى تبارک و تعالى هم هستید و باید براى اسلام و براى احکام و براى احکام اسلام (که به ما منت گذاشته است و همه پیروزىهاى ما به واسطه اوست) خدمت بکنیم و با کمال قدرت خدمت بکنیم. خوف این معنا را نداشته باشید که اگر در مجلس شما یک مطلبى را بگوئید، پیش روشنفکرها این خوب نیست. شما نماز هم اگر بخوانید بعضى از این روشنفکرها پیششان خوب نیست، شما اگر دعا هم بخوانید بعضى از اینها پیششان خوب نیست. من نمىگویم همه روشنفکرها، روشنفکر خوب در همه طبقات هست اما آنهائى که از اولى که این جمهورى اسلامى خواست پایش را بگذارد در این مملکت مخالفت کردند و آنهائى که به اسم خدمت به خلق مىخواهند نگذارند این جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند. شما خوف هیچ کس را نداشته باشید، نه خوف چپىها را داشته باشید، نه خوف راستىها را داشته باشید. شما در مسائل قانون اساسى است و اسلام و قانون اساسى هم تابع اسلام است باید به اسلام فکر بکنید، نباید فکر کنید که حالا که در فلان کشور کذا چه جور واقع شده ما هم خوب است که التقاطى باشیم، یک قدرى بگوئیم خدا، یک قدرى هم بگوئیم چیز دیگر. مستقیم باشید و با استقامت کارتان را پیش ببرید پشتیبان شما خداست. از هیچ چیز، از هیچ قوه نترسید من نمىگویم که شما بر همه قوهها غلبه مىتوانید بکنید. ما که چیزى نداریم، همه چیز ما دست دشمن ماست. من عرض مىکنم که وقتى بنا شد که ما به تکلیفمان عمل بکنیم و ما آن راهى را که خداى تبارک و تعالى پیش پاى ما گذاشته است آن راه را برویم براى ما شکست هیچ نیست براى اینکه از دو حال خارج نیست یا این است که ما پیش مىبریم که شکست هیچ نیست و یا این است که نه، مىآیند و ما را عقب مىزنند، ما تکلیفمان را عمل کردهایم، چه شکستى است؟ سیدالشهدا هم شکست خورد در کربلا، اما شکست نبود این، کشته شد و زنده کرد یک عالمى را. امیر المومنین هم در جنگها، در جنگ صفین شکست خورد لکن شکست نبود این، او به خدمت اسلام بود و براى خدا کار مىکرد، کسى که براى خدا کار بکند، هیچ وقت شکست در آن نیست، برد با آنهاست. شما خوف این را نداشته باشید که اگر چنانچه یک چیزى برخلاف مثلاً مسلک مارکسیسک بگوئید، بگویند که اینها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب ماندهاند. همانهائى که ادعاى نمىدانم کمونیستى و کذا مىکنند خود آنها از همه قلدرتر و از همه دیکتاتورترند و ملتهایشان را همه به بند کشیدهاند، آزادى در آن ممالک نیست براى کسى، همانطورى که در ممالک غربى هم آزادى نیست در کار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، این سیاههاى بیچاره چه کردهاند که اینطور تحت فشارند؟ در هیچ جاى دنیا شما خیال نکنید که این طرحهائى که مىدهند و این بساطى که درست مىکنند یک واقعیتى باشد و بخواهند روى آن رفتار بکنند. این مجلسهاى کذا که در دنیا درست شده است و به دست قدرتمندها درست شده است و لهذا حق وتو دارند، همه از آن قدرتمندها، اینها همه بازى است براى بلعیدن ماها، این یک مانور سیاسى است که با آن ماها را اغفال کنند و ماها با ببلعند. شما نباید گول از اینها بخورید و تحت