صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٣
همه هم اسلامى بودند، همه آن چیزهایى که باید براى یک مملکتى اساس مملکت باشد انجام گرفته. ما دیگر چیزى، معطلى در این باب نداریم، بعد باید سازندگىها بشود که انشاءالله مشغولند و خواهد شد. شما را بازى ندهند این قلمهاى مسموم، این مجلهها و بعضى روزنامههایى که در خدمت دیگران هستند و معالاسف به آنها اجازه نشر مىدهند هر روز، اینها شما را اغفال نکنند. آن چیزهایى که بیخ گوش شما در دانشگاه مىخوانند، یا در مدرسه مثلاً فیضیه مىخوانند به گوشتان نرود. این اجتماعى که شما با هم کردید الان هدف واقع شدید از براى آنهائى که با اسلام مخالفند و با دانشگاه مخالفند و با فیضیه مخالفند. الان شما هدف آنها هستید. ادامه دادن کار بالاتر از ایجادش است، ایجاد را مىشود، سه روز رفتید در قم و بحمدالله با هم صحبت کردید و تفاهم کردید و الحمدلله با هم نزدیک شدید، لکن ادامه این مهم است. باید شما قرار بدهید هر چند روز، هر چند وقت یک دفعه با هم اجتماع کنید و با هم یکصدا باشید.
اگر دانشگاه از اول در خدمت مردم بود حالا ما محتاج نبودیم
و من امیدوارم که این ائتلاف شما با هم یک امر بسیار مبارکى باشد و با این ائتلاف بتوانید دانشگاهها را، مراکز علمى را به صورت اسلامى در آورید که اشخاصى که از، ما هر بنگاهى را که، هر کارخانهاى را، از آن چیزى ک بیرون مىدهد مىفهمیم چیست. آن کارخانهاى که شکر بیرون مىدهد مىبینیم شکرش چطور است بعد مىفهمیم کارخانهاش چطور است. آن که فرض کنید که فاستونى بیرون مىدهد ما مىفهمیم چطور است. ما از این محصول کارخانه دانشگاهمان باید بفهمیم چى بوده، این محصولش چه بوده. این آقایانى که مىگویند که ما خودمان در این یک سال دانشگاه را چه کردیم، در این یک سال ما ببینیم این آقایان چه کردهاند؟ محصولش چه بوده؟ در این پنجاه سال محصولش چه بوده؟ در این پنجاه سال مثلاً یک میلیون دانشگاهى ملت براى ملت خدمت بکند نه براى دیگران، درست شده است؟ دانشگاه بیرون داده است افرادى که نظرشان این باشد که براى ملتشان کار بکنند و به دیگران مربوط نباشند؟ این کمونیستها از کجا آمدهاند؟ این مارکسیستها از کجا آمدهاند؟ از توى دانشگاهها. ما معلمها را از اینها مىفهمیم، که دانشگاه داخلش چه بوده براى اینکه محصولش این است. یک عدهاى البته متعهد هستند، در هر جا هستند اما دانشگاهى که چند میلیون جمعیت در آن باید باشد و در عرض این پنجاه سال باید بیشتر از صد میلیون جمعیت از آن بیرون آمده باشد و آمده و رفته باشد، اگر بنا بود که این دانشگاه یک محصول دلخواهى داده بود بیرون، حالا گلستان بود مملکت ما، محتاج به جنگ نبودیم، محتاج به نهضت نبودیم، محتاج به انقلاب نبودیم. محصول آنجا یک محصول نامطلوبى بود که در هر پستى وارد شدند براى اجانب کار کردند. اینهایى که در این پستها وارد شدند، براى کى کار کردند؟ براى ملت کار کردند؟ اینها محصول همین دانشگاه بودند و از دانشگاه آمدند در وزارتخانهها در راس امور وارد شدند و همهاش براى اجانب کار کردند. اگر اینها براى ایران کار کرده بودند، اگر دانشگاه در خدمت ایران بود حالا ما دیگر محتاج بودیم که