صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٢
را آوردند افغانستان، لکن نتوانستند ملت افغانستان را خاضع کنند و هر روز رو به شکستند. افغانستانى که دولتش با آنها موافق است و آن اشخاصى که تبع دولتش هستند با آنها موافق هستند، ایرانى که دولت و ملت دیگر نیست و همه باهمند، همه دستشان توى دست هم است، اینها نمىتوانند در اینجا بیایند و یک مثلاً کارى انجام بدهند. علاوه خداى تبارک و تعالى با ماست. ما براى خدا مىخواهیم این اجانب را از کشورمان بیرون کنیم و اینهائى که خلاف اسلامند عذرشان را بخواهیم یا هدایتشان کنیم. وقتى ما براى خدا مىخواهیم این انجام بگیرد، خداى تبارک و تعالى با ما همراهى مىکند، لکن به این شرط که ما همانطورى که اول انقلاب و در جوشش انقلاب همه مقصدها را کنار گذاشته بودیم و یک مقصد داشتیم و آن جمهورى اسلامى و اسلام، و هیچ یک از ما دنبال این نبودیم که شب شاممان چیست یا در اداره منصبمان چیست، همانطور پیش برویم. شما خیال نکنید که ما، دیگر حالا گذشت و تمام شد و حالا برویم سراغ زندگیمان، نخیر. اگر بخواهید یک زندگى با شرافت داشته باشید، با عزت داشته باشید، باید از این چیزهایى که القا مىکنند به شماها، یعنى به ملت، القا مىکنند به اینها که جمهورى اسلامى هم آمد و کارى انجام نداد، این براى این است که دلسرد کند شما را از جمهورى اسلامى، نقشه است که شما کنار بروید جمهورى اسلامى را بکوبند و تمام کنند. در صورتى که در این یک سالى که جمهورى اسلامى بوده است با همه کارشکنىهایى که از همه جا شده است، به قدر طول سلطنت این دو مرد خائن خدمت شده است به این مردم. دهاتى که هیچ نداشتند در طول سلطنت غاصب این دو خیانتکار، همه را از همه چیز محروم کرده بودند، الان در بسیارى از جاها خدمت مشغول شده است و مردم، خود ملت و دستگاههاى دولتى و ملى با هم دست به هم گذاشتهاند و آباد کردهاند آنجاها را. ملت ما نباید گوشش به حرف این اشخاصى باشد که بر خلاف اسلام شعار مىنویسند، نباید حرفهاى آنها را گوش کند که کارى انجام نگرفته. اگر هیچ کارى انجام نگرفته بود الا اینکه من و شما حالا آزاد مىتوانیم اینجا بنشینیم صحبت کنیم، از آزادى بهتر یک چیزى ما داریم در دنیا؟ اگر هیچ کارى انجام نگرفته بود الا اینکه دست اجانب از ممللکت ما قطع شد، ولو حالا ریشههایش یک قدرى هست اگر هیچ نشده بود، اینها را نباید ما چیز حساب کنیم؟ ما نباید رفتن محمدرضا را که با آنهمه قدرت بود یک چیزى حساب کنیم؟ جمهورى اسلامى آمد و هیچ کارى نکرد؟ پس این چیست؟ حالا باز محمدرضا توى مملکت ماست و سلطنت مىکند و ساواک هم مشغول به نانجیبىهاى خودش است؟ اینها جوانها را مىخواهند گول بزنند و جوان ما الحمدالله بیدار شدهاند و گول نمىخورند به این زودى. اینهایى که شما را مىخواهند سرد کنند و اینکه کارى انجام نشده است، و چیزى نشده است، شما مىخواهید چه کارى انجام بشود؟ در ظرف یک سال و چند ماه تمام نهادهائى که براى یک کشور اسلامى است تمام تحقق پیدا کرد. در هیچ جاى دنیا همچو چیزى نبوده، جاهاى دیگر بیست سال، سى سال، پنجاه سال وقتى انقلاب کردند باز نتوانستند قانون اساسى داشته باشند. عراق الان هم قانون اساسى ندارد، الان هم چند نفر دور هم نشستهاند با زور به مردم حکومت مىکنند. اما ایران از باب از خود مردم بود این جوشش، از متن جامعه بود این انقلاب، و