صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٩
چیست. اگر دانشگاه بیاید راجع به اقتصاد بخواهد فرهنگ را جارى کند و فرهنگ اسلامى درست کند، از فرهنگ اسلامى دانشگاه هم باز مىماند، و اگر قشرى دیگرى که مىتواند انقلاب فرهنگى در مثلاً ارتش بکند بیاید بخواهد مخلوط کند و انقلاب فرهنگى را در دانشگاه بخواهد بیاید عمل کند، این کار خودش هم از دستش مىرود. باید هر قشرى در همان محل خودشان و در همان بنگاهى که آنها جزئیت دارند در آنها و عضویت دارند در آنجا، همان را مشغول بشوند، نه شما انقلاب اقتصادى را دنبالش بروید، نه آنهائى که مىخواهند انقلاب اقتصادى درست کنند بیایند دنبال دانشگاهها. و من به شما حالا دارم عرض مىکنم که این اختلاطها البته افرادى هم که این اختلاطرا مىگویند من سراغ ندارم که افرادى باشند که خداى نخواسته خیانتکار باشند، اغفال مىشوند. اینهائى که مىخواهند، مىگویند همه را باید با هم درست کرد و جدا نمىکنند، قسمت قسمت نمىکنند، همه چیز را یعنى این دستگاه را با آن دستگاه، آن دستگاه را با این دستگاه و روى هر یک علیحده متخصصان خودشان، متخصصان آن بنگاه مشغول کار نمىگذارند بشوند، اینها متحمل است که اغفال شده باشند. نباید ما وقتى مىخواهیم دانشگاه را درست بکنیم و یک انقلاب فرهنگى در دانشگاه درست بکنیم بیائیم همه چیز را با هم مخلوط بکنیم، همه جا باید چه بشود اما هر کدام در محل خودش. بازار باید درست بشود، لکن دانشگاهى به بازارى کارى نباید داشته باشد. بازار یک دسته اى باید بروند و آنجا انقلاب اسلامى و فرهنگى را در آنجا پیاده کنند، اینها یک دسته بازارى متعهد باید باشند. ارتش هم باید انقلاب در آن پیدا بشود و امید است که بسیار وقتش شده باشد لکن ارتش نباید کار داشته باشد که دانشگاه چه مىگذرد در آن، به او چه ربطى دارد. در عین حالى که همه با هم پیوند هستند، لکن هر کدام کار خودشان را باید انجام بدهند. پیشتر مىگفتند که در آن تعزیه هایى که در مى آوردند سابقاً، مىگفتند که شمر خوب این است که شمر باشد، اگر بنا باشد که شمر هم وقتى صحبت مىکند یا شعر مىخواند مثل امام حسین بخواند این شمر نیست، در عین حالى که همه بنگاه واحد بودند و همه با هم مىخواستند یک صحنهاى را درست کنند، لکن هر کس کار خودش را باید خوب انجام بدهد، نباید او دخالت کند در کار دیگرى. اگر هر کدام دخالت کنند در کار دیگرى، این صحنه، صحنه خوب نمىشود. ما هر کدام باید کار خودمان را خوب انجام بدهیم اگر هر کسى در هر کارى دخالت بکند هیچ کدامش را نمىتواند انجام بدهد.
با هم اجتماع کنید و مواظب باشید قلمهاى مسموم شما را بازى ندهند
و من حالا به شما عرض مىکنم که قلمها، قدمها، نطقها، شیطنتها دنبال این است که نگذارند شما ادامه بدهید به این چیزى که مشغول شدهاید، اینها مىخواهند نگذارند که قشر روحانى با قشر دانشگاهى یکى بشود. شما الان اول کارتان است، تازه شروع کردهاید. ممکن است به حسب حدسى که من مىزنم که بیایند بیخ گوش اشخاصى که در فیضیه و در جاهاى دیگر، در مراکز علمى هستند، بیخ گوش اینها چیزهائى بخوانند که نتیجهاش این باشد که شما با این دسته کنار بروید، و بیایند بیخ گوش