صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٨
چه قدرتهاى غیر اسلامى که مهم امریکا بود، براى شوروى هم و چه حکومتهاى انحرافى بلاد مسلمین، تمام اینها طرفدار او بودند. شاهدید که ما وقتى در عراق خواستیم که شروع کنیم به طور بارزى به مقابله با شاه، عراق نگذاشت ما آنجا بمانیم و وقتى خواستیم به کویت برویم کویت هم نگذاشت که ما وارد بشویم و من دیدم که ما در هر یک از بلاد مسلمین برویم، همین حرف است. و خدا خواست که بهتر بشود و ما رفتیم به یک محلى که تحت سیطره ایران نبود گرچه آنجا هم ابتدائاً با ما مخالفتهائى شد، لکن کم کم آن مخالفتها تخفیف پیدا کرد. اینها امروز از زمان رضاشاه بیشتر در فکر هستند. زمان رضاخان مطالعات بود و دهنیات که اگر چنانچه روحانى با دانشگاهى پیوند کند و اگر روحانى قدرت روحانیت خودش را دارا باشد نمىگذارد که ما آنطور که مىخواهیم استفاده کنیم از ایران، این یک ذهنیتى بود مطابق با واقع هم بود اما ذهنیت بود. امروز آن ذهنیت دیگر براى آنها عینى شد، دیدند که از روحانیت شروع شد و دانشگاه هم آنقدرى که متعهد بودند پیوند کردند و آنها هم که نبودند، الزام پیدا کردند به اینکه همصدا باشند و سایر قشرها هم، همه ملت. اینها دیدند که این روحانیین در عین حالى که آنها خیال مىکردند که نفوذ دارد لکن نمى دانستند اینقدر نفوذ دارد. آن وقتى که شاه به عذر خواهى افتاد، شاه مخلوع به عذر خواهى افتاد و شریف امامى را آورد روى کار، اینها هى گفتند که خوب، ما اشتباه کردیم، ما نمىدانستیم که مردم اینطور روحانیت را مىخواهند و ما این اشتباه را بر مىگردانیم، ما خدمت مىکنیم به روحانیون. از این چرندها شروع کردند گفتن براى اغفال، لیکن خوب، دیگر گوشها نمىشنید.
هیچ ارگانى نباید در کار ارگان دیگر دخالت کند
اینها امروز دیدهاند قدرت اسلام را، دیدهاند که یک جمعیت سى و پنج میلیونى که این جوانهائى که بتوانند کار بکنند شاید پانزده میلیون، هیجده میلیون، بیست میلیون باشد بدون اینکه داراى یک تجهیزاتى باشند و بدون اینکه تربیت نظامى دیده باشند اینها با مشت غلبه کردند بر همه قدرتها و آن کسى را که آنها همه مىخواستند نگه دارند نتوانستند، اینها عینى شد بر ایشان که اسلام چقدر قدرت دارد، حالا بدتر و بیشتر درصدد این هستند که اسلام را نگذارند تحقق پیدا کند. این سنگر بندىها که در دانشگاهها شد براى چى بود و کى بودند؟ آنهائى که میل داشتند که دانشگاه که تبدیل شده بود به یک غرب ساختگى، غربزده ساختگى، برگردد به یک دانشگاه اسلامى که وقتى ولیده او مىآید، نتیجه او بیرون مىآید، افراد مسلم و متعهد باشد، اینها بودند که سنگر گرفتند؟ یا همانها بودند که همان قلم و همان قدم و همان چیزهائى که زمان رضاخان مىخواستند بشکنند این اسلام را و این قدرت را؟ اینها هستند که سنگرگیرى کردند. ما که مىگوئیم انقلاب فرهنگى و البته در همه چیز باید باشد، لکن باید مخلوط نکنیم امور را به هم. اینهائى که در انقلاب فرهنگى هى صحبت مىکنند و صحبت کردند و من شنیدم اینها مخلوط مىکنند امور را به هم و این راه را دور مى کند. دانشگاه و فیضیه، باید فقط راجع به دانشگاه شروع کنند. کار به این نداشته باشند اقتصاد ملت