صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٧
هیجانى در بین هندو و مسلم، در بین طوایف هندىها به پا مىشود و یک غوغا و زوزهاى بلند مىشود و از این غوغا آنها استفاده مىکنند شرق را مىبلعند. در دول اسلامى بین طوایف مسلمین به اسم اسلام و به اسم مذهب چیزهائى پخش مىکنند، تبلیغاتى مىکنند که طوایف مسلمین به جان هم بیفتند و با هم اختلاف شیعه و سنى پیدا بکنند و آنها به ذخائرى که مسلمین دارند دسترسى پیدا بکنند و نتوانند مسلمین کارى انجام بدهند.
طرح خائنانه تجزیه دولت عثمانى.
مسلمین آنها بودند که مجد آنها دنیا را گرفته بود، تمدن آنها فوق تمدنها بود، معنویات آنها بالاترین معنویات بود، رجال آنها برجستهترین رجال بود، توسعه مملکتشان از همه ممالک بیشتر بود، سیطره حکومتشان بر دنیا غالب شده بود. دیدند که با این سیطره، با این وحدت دول اسلامى نمىشود تحمیل کرد چیزهائى را که آنها مىخواهند، نمىشود ذخائر اینها را طلاى سیاه اینها را، طلاى زرد اینها را، نمىشود اینها را قبضه کرد، درصدد چاره بر آمدند، چاره این بود که بین ممالک اسلامى تفرقه بیندازند. شاید بسیارى، بعضى از شما یادشان بیاید جنگ بینالمللى را، جنگ اول بین المللى را که با مسلمین و با دولت بزرگ عثمانى چه کردند، دولت عثمانى یکى از دولى بود که اگر با شوروى طرف مىشد، گاهى او را زمین مىزد، سایر دول حریف میدان او نبودند. دولت عثمانى یک دولت اسلامى بود که سیطرهاش گرفته بود تقریباً از شرق تا غرب را، آنها دیدند که با این دولت اسلامى به این قوىاى نمىشود چارهاى کرد، نمىشود ذخائر را برد. بعد از اینکه در این جنگ با آن بساط غلبه پیدا کردند، تجزیه کردند دولت عثمانى را به دولتهاى بسیار کوچک، کوچک. براى هر یک از آنها هم یا امیرى قرار دادند یا سلطانى قرار دادند یا رئیس جمهورى قرار دادند. آنها در قبضه مستعمرچىها و ملت بیچاره در قبضه آنها، با این وضع یک دولت عثمانى با آن مرز را زمین زدند و دولتهاى اسلامى از خواب بیدار نشدند یا خودشان را به خواب زدند. این دولت عثمانى در تحت ظل خلافت اسلامى، در تحت ظل اتکا به قرآن مجید آن مرز را داشت، بعد از آنکه تجزیه شد، در زمان ما، در زمان آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغاء کردند و الان دولت ترکیه دولت مسلم نیست، دولت حسابش از اسلام جداست مراسم دینى ندارد دولت، احکام دینى دولت ندارد لکن ملت شریف ترکیه مسلم هستند و اینها هستند که در سالهایى که به مکه مىروند طایفه اینها به نسبت بیشتر از دیگران است. دولت یک همچو دولتى است، آن مرز را به اتکا به اسلام به دست آورد و آنها دیدند که اتکاء به اسلام نقطه بسیار بزرگى است که با این اتکا نمىشود دولتهاى اسلامى را از بین برد، در ترکیه اسلام را از حساب دولت جدا کردند و حالا مىبینید که در قبرس که از ترکها کشته مىشود یک مسلم نیست که متاسف باشد. این تاسف دارد که یک دولتى جورى بکند طورى رفتار بکند که بعد از آنکه در مقابله نصارى زمین بخورد یا از آن کشته داده بشود، دول اسلامى دیگر بىتفاوت باشند نسبت به او. اگر یک نفر هم اظهار تاسف