صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٦
قبول کردند، طرح را امضا کردند، تصویب کردند اما عدهاى اقرار کردند که ما اصلا نمىدانیم چیست. (آنها هم لابد امضاء نکرده باشند) آن عده دیگر بدتر از آنها بودند، یک عده جهالند اینها.
رجال سیاسى ما، صاحب منصبهاى بزرگ ما، رجال سیاسى ما، یکى بعد از دیگرى را کنار مىگذارند، الان در مملکت ما به دست رجال سیاسى که وطنخواه باشند چیزى نیست، در دست آنها چیزى نیست،ارتش هم بداند یکىتان را بعد از دیگرى کنار مىگذارند، دیگر براى شما آبرو گذاشتند؟ براى نظام شما آبرو گذاشتند که یک سرباز امریکائى بر یک ارتشبد ما مقدم است؟ یک آشپز امریکائى بر یک ارتشبد ما مقدم شد در ایران؟ دیگر براى شما آبرو باقى ماند؟ اگر من بودم استعفا مىکردم، اگر من نظامى بودم استعفا مىکردم، من این ننگ را قبول نمىکردم، اگر من وکیل مجلس بودم استعفا مىکردم.
قطع نفوذ روحانى قطع ید رسول الله است.
باید نفوذ ایرانىها قطع بشود! باید مصونیت براى آشپزهاى امریکائى، براى مکانیکهاى امریکائى براى ادارى امریکائى، ادارى و فنى، مامورین، کارمندان ادراى، کارمندان فنى براى خانوادههایشان مصونیت باشد لکن آقاى قاضى در حبس باشند! آقاى اسلامى را با دستبند ببرند این ور و آن ور!این خدمتگزارهاى اسلام، علماى اسلام در حبس باید باشند، وعاظ اسلام در حبس باشند، طرفداران اسلام باید در بندرعباس حبس باشند براى این که اینها طرفدار روحانیت هستند، خودشان یا روحانىاند یا طرفدار روحانى. این را در تاریخ ایران دست مردم دادند اینها، سند دست دادند که معلوم شد رفاه حال این ملت به این است که قطع نفوذ روحانیین بشود! یعنى چه؟ رفاه حال ملت در این است که قطع ید رسول الله... از این ملت بشود؟! روحانیون خودشان چیزى نیستند که، روحانیون هر چه دارند از رسول الله است، باید قطع ید رسول الله از این ملت بشود! اینها این را مىخواهند، این را مىخواهند تا اسرائیل با دل راحت هر کارى این جا بکند، تا آمریکا با دل راحت هر کارى مىخواهد بکند.
تمام گرفتارىهاى ما از امریکا است.
آقا تمام گرفتارى ما از این آمریکاست، تمام گرفتارى ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از امریکاست، این وکلا هم از امریکا هستند، این وزرا هم از امریکا هستند، همه تعیین آنهاست، اگر نیستند چرانمى ایستند در مقابل داد بزنند؟
روحانیت سدى در مقابل مطامع استعمارگران.
من الان حافظهام درست نیست، نمى توانم بفهم مطلب را خوب، الان در حال انقلاب هستم، در یک مجلس از مجالس سابق که مرحوم
مدرس، مرحوم آسید حسن مدرس در آن مجلس بود،