صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٣
کردند، اشتباه کردند، به آنها هم گفتم آنجا، گفتم اگر مىخواهید همان، رویه را داشته باشید بگذارید من اینجا باشم صلاح است، دوباره هیاهو در نیاورید. حالا هم دارم مىگویم آقا ما مرتجع نیستیم به این معنا که شما مىگوئید، ما با آثار تمدن مخالف نیستیم و اسلام با آثار تمدن مخالف نیست.
قدرت اسلام.
اسلام از خدا مىخواهد که شما بر همه مقدرات عالم حکومت کنید. اسلام آن بود که شمشیر را کشید و تقریباً نصف دنیا یا بیشتر را گرفت، با شمشیر گرفت، این اسلام مرتجع است؟! اسلام آن بود که این ممالکى که شما حالا تحت اسارت او هستید، تحت اسارت آورد. آنها که به احکام اسلام عمل مىکردند فىالجمله البته، حکومتهاى اسلامى تا حالا الا یکى دوتایشان به احکام اسلام عمل نکردهاند که مع ذلک همین که خودشان را زیر بیرق اسلام مىدانستند، همین که خودشان را وابسته به اسلام مىدانستند، همین که به حسب ظاهر به احکام اسلام عمل مىکردند همچو قدرتى پیدا کردند که یک بیست و چند هزار جمعیت عرب، این مملکت به این وسیعى را همچنین پایمال کرد و رفت تا آن آخر براى اینکه متمدنش کند، آدمش کند و کرد. این افکار نورانى که در علماى اعلام ما هست، در مراجع بزرگ ما هست، اینها به واسطه نور اسلام است. این افکار نورانى که در رجال عظیمالشان ما هست، هر جا باشد مال اسلام است. این افکار پوسیدهاى که، کهنه پرستىهائى که آقایان دارند، تبعیت از همه، سر بسته و در بسته تحویل دادن، همه مخازن یک مملکت را تحویل دیگران دادن، این ارتجاع است. روى این ارتجاع، سیاه.
عذر خواهى نخست وزیر.
فرستادند، از نخست وزیر هم اینجا دیروز بود که:بله این عفو از شماست، اشتباه شده است، خطا شده است، یک اشتباهى شده، شما چه بکنید، مبادا یک وقتى یک تشنجى بشود، مبادا یک وقتى جور دیگرى پیش بیاید، یک وقت چه بشود، چه بشود، چه بشود، ما مىخواهیم که چه باشد، ما تابعیم. از این مطالبى که همیشه گفته مىشود ما هم گفتیم که خوب حالا خود روزنامه اطلاعات که مىگوید من بىتقصیرم و شماها این کار را کردید. شما هم که آمدید مىگوئید دیگر باید او ملتزم بشود و شما هم قول بدهید به اینکه تکرار نشود این مطالب، اگر تکرار بشود مواجه با یک مطلب بدترى خواهد شد، نکنید، این قدر هى کهنه پرست را به رخ ما نکشید تا ما هم مجبور بشویم که مطلب را زود بازش کنیم از هم تا ببینیم که آیا این علماى عظام اسلام کهنه پرست هستند یا شماها؟ آنها مىگفتند: این قدر تحمیل بر ملت نکنید.
عدم توجه دولت به وضع فقرا
این بیچارههاى گدا، این مملکت مترقى که امسال زمستانش دل ما را خون کرد، آن اصفهانش