صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠
آخر باید به گورستان برگردد. شما که استناد دارید به ذات مقدس حق تعالى، شما که روحانى هستید، شما که قلبتان با ماوراءالطبیعه است، این عالم شکست ندارد، عالم چیزى نیست کسى که رابطه با خدا دارد شکست ندارد. شکست مال کسى است که آمالش دنیا باشد. اگر آمال دنیا باشد، شکست است. اگر آمال غیب و ماوراى غیب باشد، شکست ندارد، شکست مال بیچارههاست، شکست مال کسانى است که معتمد به شیطانند و ذخایر دنیا قلبشان را فراگرفته است. اگر یک جایى به ضرر شما تمام شد، قلبتان محکم باشد، تا آخرین فردتان بایستید. گمان نکنید این آدم شکست خورد تمام شد، تو هم یک موحدى، تو هم یک مسلمى، تو متصل به خداوندى، خدا شکست نمىخورد. و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین اگر به نفع تمام شد دست و پاى خود را گم نکنید، محکم باشید، نه در آن طرف فزع داشته باشید و نه در این طرف زیادهروى داشته باشید. حق اینکه به دولت ناسزا گفته شود نیست. شمابزرگتر از این هستید که حرفى که مناسب شما نیست بزنید. از امروز مشغول کار خودمان هستیم. در این دو ماه که این پیشامد کرد، ما نتوانستیم درست کار کنیم. شبهایى شد که من دو ساعت خواب کردم. از این به بعد مشغول تحصیل باشیم که از همه عبادات بزرگتر است. ان کان القلب مخلصا باز اگر دیدیم شیطانى از خارج متوجه مملکت ما شد، ما همین هستیم و دولت همان و ملت همان.
قلب مردم متوجه روحانیت است، آیا براى دولت هم چنین است؟
این اجتماع که براى دیگران خرج دارد، براى ما با یک کلمه تهیهشود، مردم فهمیدهاند ما دوست آنها هستیم و مردم به دوستشان علاقه دارند. روحانیین پدر ملتند، به فرزندانشان علاقه دارند. یک پیرمردى نصف شب مىنویسد جمع شوید دعا کنیم، تهران حرکت مىکند. یک پیرمرد هم اینجا بنویسد ما مىخواهیم یک ختم امنیجیب بگیریم، ببینید چه مىشود چون ملت ادراک کرده است که علما صلاح ما را میخواهند، علما مصلح هستند، مفسد نیستند. ما میل داریم دولت اینطور باشد، میل داریم اگر عزاى ملى اعلام کند، همه عزا بگیرند، برخلاف نباشند، مىخواهیم همانطور که مردم قلبشان متوجه روحانیین است و با اشاره آنها جمعیت انبوه فراهم مىشود، با دولت هم اینطور باشند.
از رى نوشتند ما پنج هزار نفر با کفن آمادهایم، از جاپلق نوشتند ما صد هزار نفریم، طایفههایى با کفن حاضریم. مردم بیدارند، یک مملکت بیدار عقب افتاده است؟! شما خلع سلاح کنید، بیاییم در تهران، شما بگویید ما یک اجتماع مىخواهیم در شرق، ما مىگوییم یک اجتماع مىخواهیم در غرب. بیایید قم، شما بگویید مایک اجتماع مىخواهیم در اینجا، ما مىگوییم یک اجتماع مىخواهیم در خاکفرج در دو فرسخى، شما نزدیک ما دور بروید خوزستان، جاى دیگر، تابفهمند این پشتوانه رااز دست ندهند. من به شاه مملکت نصیحت مىکنم این قوه را از دست ندهند.
دو قضیه را همه دیدیم: یک قضیه فوت آیت الله بروجردى که دیدند. از آنها هم فوت واقع مىشود